تیموریان

 

تیموریان

«771- 873 ق/ 1369- 1468م»

لشگرکشی تیمور :
مقارن انحطاط و اضمحلال ایلخانان و حکومت های محلی بازمانده از آن دوران, امواج یک سلسه مهاجمات تازه ای, از ماوراءالنهر با لشگر خونریز تیمور به سوی ایران به حرکت درآمد که تمام خراسان جبال یا همان منطقه غرب ایران و فارس و قسمتی از نواحی مجاور را در سیل خون انداخت. ا
این لشگرکشی ها تنها به ایران محدود نماندند بلکه حتی تا شهر مسکو و از سویی دیگر تا دمشق در سوریه فعلی و تا کشور هند و از سویی دیگر تا غرب امپراطوری عثمانی ادامه یافت و همه جا با پیروزی همراه شد .

نتیجه حمله های تیمور :
این حمله ها در قسمت های گوناگون تأثیرات مختلف برجای گذاشت اما در ایران و تمدن ایرانی به سلسله هایی از ترکمانان از یک سو و به جانشینان خود تیمور از سوی دیگر منجر شد .
در بخش های غربی و مرکزی ایران و حتی بخش های جنوبی ترکمانان به قدرت رسیدند . دولت ترکمانان از تیره قراقویونلو و آق قویونلو در جای جای این فلات باقی ماند و تا ظهور صفویه ادامه پیدا کرد.


جانشینان تیمور :
شاهرخ میرزا فرزند تیمور که پس از او به حکومت رسید ، درست نقطه مقابل پدرش بود . فردی فرهنگ دوست ، با رفتاری غیر نظامی و به شدت ترویج کننده هنر و معماری و فرهنگ . همین ویژگی ها در پاره ای از جانشینان شاهرخ نیز ، ادامه یافت و حتی کسانی همچون الغ بیک خود از هنرمندان و دانشمندان عصر خود محسوب می شدند .

عصر پس از تیمور :
همه این عوامل و خصوصا تجمع ثروتی که تیمور فراهم آورده بود و میزان بالایی از هنرمندان که در مناطقی نظیر سمرقند گرد آمده بودند ، سبب شد تا با حمایت کسانی همچون شاهرخ تیموری و همسرش گوهرشاد آثار درخشانی از هنر و معماری و نقاشی و خطاطی پدید بیاید .
گویی بازی روزگار کار را با تیمور و فرزندان و جانشینانش به آخر برده است که از پدری تا آن درجه خونخوار و زورگو ، فرزندانی چنین هنرپرور و فرهنگ دوست به وجود بیاید .
چنانچه حتی علم و دانش نیز در این دوره درخششی کوتاه مدت داشته است و رصدخانه الغ بیگی که با حمایت الغ بیک تیموری و با نظارت دانشمند بزرگ عصر یعنی غیاث الدین جمشید کاشانی بنا شد ، نمونه ای از این موارد است .

عصر درخشان هنرها :
پاره ای از زیباترین نقاشی ها ، ریشه در مکتب هرات دارند که بطور کامل با حمایت شاهزاده های تیموری در شهر هرات شکل گرفت و استاد بزرگ نقاشی یعنی کمال الدین بهزاد برخاسته از چنین مکتبی است .

خطوط زیبای فارسی نظیر خط نستعلیق در دوره جانشینان تیمور شکل گرفت و آخرین مراحل تکاملی اش را در این دوره طی نمود .

پاره ای از زیباترین آثار معماری ایرانی در این دوره به وجود آمد که از آن جمله می توان به مسجد گوهرشاد در شهر مشهد و در کنار بارگاه امام رضا علیه‌السلام اشاره نمود . این مسجد که با حمایت گوهرشاد همسر شاهرخ تیموری ساخته شده است ، یکی از درخشان ترین آثار معماری ایرانی است . در گوشه ای کتیبه های این مسجد و در سمت ایوان مقصوره آن ، کتیبه ای از بایسنقر میرزا از شاهزادگان تیموری وجود دارد که خود از خطاطان بزرگ عصر خویش بود .

میراث تیموریان در اختیار صفویه :
معماری صفوی و یا نقاشی و خطاطی آنها ، کاملا ادامه میراثی است که از تیموریان برجای ماند . خصوصا که صفویه با حمایت گسترده خویش ، این میراث را درخشان تر نموده ، باعث رشد و گسترش آن گشتند .


یکصد و پنجاه سال تهاجم:
این مدت از فاجعه تهاجم چنگیز تا یورشهای مصیبت بار تیمور, تقریباً یکصد و پنجاه سال به طول انجامید. سپس در پایان یک سده دیگر که از پایان حیات تیمور می گذشت, ایران واپسین دوران ملوک الطوایفی ( یا حکومت های کوچک محلی ) خود را پشت سر گذاشت و وارد دوره صفوی شد که مورخان جدید, غالباً آن را اعتلای ایران به مرحله دولت ملی خوانده اند .

فاجعه چنگیز در قلمرو پارسی زبانان, عاقبت به ماوراءالنهر محدود شده امّا شگفت آنکه, فاجعه غمبار تیمور از همان ماوراءالنهر آغاز شد . چرا که دولت خونین تیمور, از میان ویرانه های دولت های بجای مانده از حمله چنگیز شکل گرفت .

مضاف بر اینکه در مدت فرمانروایی تیمور و سپس در دوران بعد از او , سراسر ایران زمین, از خراسان تا مارندران و فارس و آذربایجان عرضه تاخت و تاز ترکمانان آسیای صغیر و ترکان آسیای میانه شد.
  • آذربایجان در آن زمان شامل استان های آذربایجان شرقی و آذربایجان غربی و اردبیل و همچنین جمهوری آذربایجان و جمهوری ارمنستان و بخش هایی از ترکیه فعلی نیز بود .

خلاصای از تیموریان

 «تیمور» در لغت ترک به معنای «آهن» است۱- وی در شهر «کش» به دنیا آمد. "امیر تیمور گوکان" نخستین حکمران سلسله‌ای بود که به نام او «تیموری یا گورکانی» خوانده می‌شود او پسر "امیر ترغای" بود و در ترکستان و میان طائفه "برلاس" پرورش یافت در جوانی حکومت کش به او واگذار شد در جنگ، با والی سیستان چند زخم برداشت که پای راست او همیشه تا آخر عمر می‌لنگید به این خاطر به او "تیمور لنگ" می‌گفتند۲- پدر تیمور ترغای مردی دیندار و متواضع و هم محبت با علما و درویشان بوده است و نه تنها در میان قبایل برلاس بلکه در تمام «الوس جغتای» امیری، اعتبار به شمار می‌رفت
۳- 
جلوس امیر تیمور بر تخت سلطنت
   پس از فتح بلخ و شکست دادن "امیر حسین" همه امرا و بزرگان الوس جغتای دور تیمور جمع شدند و با او بیعت کردند در این زمان سن امیر تیمور 34 سال بود و جلوس او 12 ماه رمضان سال 771 ه.ق اتفاق افتاد۴- و امیر تیمور پس از آن به «صاحب نظری» ملقب شد و سمرقند را به عنوان پایتخت خود انتخاب کرد.-
 
حمله تیمور به ایران
   هدف تیمور در اولین لشکرکشی به ایران از میان بردن حکومت «آل کرت» در خراسان بود و یورش­هایی به ایران انجام داد که مورخان آن یورش 3 ساله، 5 ساله، و 7 ساله نامیده‌اند که مهمترین حوادث در یورش 3 ساله، غارت «بروجرد» و تسخیر «آذربایجان» بود، که تیمور اشراف تبریز را مورد عنایت قرار داد و به آنان امان داد. و در یورش 5 ساله تسخیر آمل و ساری و ری و قزوین بوده است۶-
 
حمله تیمور به هندوستان
   امیرتیمور همیشه آرزو داشت به یکی از ثروتمندترین کشورهای جهان یعنی «هندوستان» حمله کند و به این لشکرکشی رنگ و بوی مذهبی داد در آن هنگام فرمانروای هند در دست حاکمی مسلمان به نام "سلطان محمود تغلق دوم" بود که تیمور مدعی بود حکمرانان هند نسبت به بت‌پرستان سختگیری نمی‌کنند۷- و حملات دیگر تیمور به ممالیک مصر و امپراطوری عثمانی می‌باشد که اهمیت زیادی دارد.
 
درگذشت تیمور و مسأله جانشینی او
   تیمور در راه رفتن به چین و حمله به آنجا دچار بیماری شد و طبیب او "مولانا فضل الله تبریزی" نتوانست کاری از پیش ببرد و تیمور درگذشت و قبل از مرگ وصیت کرد که "پیر محمد" جانشین او باشد۸ تیمور 4 پسر داشت که "جهانگیر" و "عمر شیخ" هنگام حیات پدر (تیمور) فوت کردند و "میرانشاه" جانشین تیمور شد؛ اما "خلیل سلطان" پسر عمویش علم مخالفت با او برداشت.
   خلیل سلطان، "پیر محمد" را شکست داد و سمرقند را پایتخت خود کرد و پیرمحمد به دست وزیرش "پیرعلی" کشته شد خلیل سلطان عاشق زنی شد و عشق او به رسوایی کشید بزرگان خلیل سلطان را از کار برکنار کردند و شاهرخ به پادشاهی رسید.
 
شاهرخ
  "شاهرخ" مدت 43 سال حکومت کرد و پادشاهی نیکوکار و عادل بود. و از همان آغاز جوانی از ارکان مهم دولت تیموری به شمار می‌رفت و در بیشتر جنگها همراه پدر بود.
 
الغ بیگ
  پس از شاهرخ پسرش "الغ بیگ" به تخت نشست در زمان پدرش رصدخانه‌ای در سمرقند بر پا کرد که به نام خود او «رصدخانه الغ بیگ» معروف است.
 
عبداللطیف
  "عبداللطیف" پدر بزرگ الغ بیگ که که از طرفداران «دراویش نقشبندیه» بود به بلخ آمد و با پدر جنگید و بر او غالب شد اما عبداللطیف بعد از پدر 6 ماه بیشتر سلطنت نکرد.۹-
  دیگر حاکمان تیموریان "میرزا عبدالله" در سال (854 ، 855 ه.ق) و "میرزا بابر" (852، 861 ه.ق) و "ابراهیم پسر علاء الدوله" و "سلطان ابو سعید" را می‌توان نام برد که ابوسعید آخرین پادشاه مقتدر گورکانی است۱۰-
 
سلطان حسین بایقرا و منقرض شدن تیموریان
   "سلطان حسین بایقرا" آخرین سلطان تیموری است وی مردی ادیب و شاعر بود که به ارباب علم و ادب بسیار توجه داشت و از سال 873 تا 911 ه.ق بر قسمتی از ماوراءالنهر خراسان و گرگان سلطنت می‌کرد۱۱-
   پس از قتل ابوسعید بار دیگر ایران دچار هرج و مرج شد و آذربایجان و عراق را ترکمنان «آق‌قویونلو» تحت امر خود درآوردند و "حسن بیک" مؤسس سلسله «آق قویونلو» "محمد" پسر "میرزا سلطان محمد حسن سنقر" را به تسخیر خراسان تحریک کرد او با سلطان حسین بایقرا به جنگ پرداخت اما مغلوب شد و به دست سلطان حسین بایقرا کشته شد و مقارن این ایام «ازبکان» در ماوراءالنهر قدرت زیادی پیدا کردند به همین جهت سلطان حسین بایقرا مواجه شد با هجوم ازبکان در خراسان و برای مقابله با آنان وقتی پیدا نکرد و هر دو جانشینان او نیز در مقابل ازبکان مغلوب شدند و سلسله تیموری خاتمه پیدا کرد.۱۲- 
شکوفایی هنر در عصر تیموریان
   عصر تیموری درخشان‌ترین عصر نقاشی و خطوط است و شکوفایی آن علتی ندارد جز حمایت پادشاهان تیموری، بناهای باشکوه به ویژه بناهای «سمرقند» نشان دهنده جهشی چشمگیر در امر معماری است هنر معماری عصر تیموری الهام گرفته از معابد چینی و خیمه‌های مغولی است. در زمینه هنر نقاشی سمرقند، بخارا و هرات هر یک سبک ویژه‌ای دارند و ارزشمندترین شیوه پیدایش دگرگونی در سبک هرات که به مکتب صفویه شهرت دارد و نشانه آن نوآوری و ظرافت است و سر آغاز سبک صفوی یا مکتب نقاشی صفوی عصر سلطان حسین بایقرا است و خطاطی هنری که «مینیاتور» در خدمت آن بود پیشرفت خود را مدیون باسینقر نوه تیمور است۱۳- 
امیر علیشیرنوایی یکی از بزرگان دوره تیموری
   او در زمان ابوسعید مورد توجه واقع نشد ولی در سال 873 ه.ق سلطان حسین بایقرا منقلب مهرداری خود را به او داد و تا زمان مرگش شخص اول دربار سلطان حسین بایقرا بود. دیوان شعر فارسی و ترکی او هر دو مشهور می‌باشد و آثار ادبی زیادی بر جای گذاشته است.۱۴- 
دین و مذهب دوره تیموری:
   حکومت تیموریان متکی بر قوانین اسلامی بود اما تساهل و تسامح در آن وجود نداشت و مذاهب دیگر در این دوره ضعیف شدند دین سلطان تیموری و تشویق آنان از دینداری وجه تمایز آنان از ایلخانان می‌باشد. مذهب رسمی سلاطین و شاهزادگان تیموری بر مذهب اهل سنت حنفی بود و علمای عصر و عامه مردم پیرو این دین بودند ولی شیعیان نیز کم نبودند.۱۵- 
ساختاری اداری تیموریان
   در رأس سازمان حکومت تیموریان سلطان قرار داشت و او صاحب جان و مال رعیت و صاحب همه کشور بود نشان عمده سلطنت سکه و خطبه بود و علامت رسمی کشور شیر و خورشید بود و نحوه اداره ولایات تیموریان قواعد منظم و ثابتی نداشت و امور اداری و نظامی هر شهر به عهده حاکم یا داروغه آن محل بود.
 


۱. میرجعفری، حسین؛ تیموریان و ترکمانان، اصفهان، سمت، 1384، چاپ چهارم، ص 10.
۲. فرهانی منفرد،‌مهدی؛ پیوند سیاست و فرهنگ در عصر زوال تیموریان، تهران، انجمن آثار و مفاخر ایران، تهران، 1381، ص 51.
۳. جعفری، میرحسین؛ پیشین، ص 12.
۴. بلخی، محمد بن خاوندشاه، روضه الصفا، تهذیب و تلخیص دکتر عباس زریاب، تهران، انتشارت علمی، چ 73، ج 4-5-6، ص 1126.
۵. جعفری، میر حسین؛ پیشین، ص 14.
۶. واله، محمد یوسف؛  اصفهانی قزوینی، خلد برین (تاریخ تیموریان و ترکنان) به کوشش: میرهاشم محمد شاه به چاپ اول 1279 و ص 220.
۷. رویمر و جمعی از نویسندگان، مترجم دکتر یعقوب آژند، تهران، نشر حاجی، چاپ اول، 1379، ص 79.
۸. خاوند شاه بلخی، محمد؛ همان، ص 1122.
۹.  مشکور، محمد جواد؛ تاریخ ایران زمین، تهران، انتشارات اشراقی، 1363، ص 255.
۱۰. مشکور، محمد جواد؛ پیشین، ص 255.
۱۱. نوایی، عبدالحسین؛ رجال کتاب حبیب اسیر، تهران، انجمن آثار و مفاخر فرهنگی، 1379، ص 19.
۱۲. آشتیانی، عباس؛ تاریخ ایران بعد از اسلام، تهران، انتشارات نگاه 1385، چ اول،‌ص 835.
۱۳. بوات، لوسین؛ تاریخ مغول (تیموریان)، مترجم؛ محمود بهفروزی، تهران، نشر آزاد مهر، چاپ اول، 1384، ص 163.
۱۴. نوایی، عبدالحسین؛ همان ، ص 21.
۱۵.  جعفری، میرحسین؛ همان، ص 251.

 

بازماندگان تیموریان

نوادگان پادشاهان تیموریان هنوز ساکن ایران هستند و اکثریت آنان در نواحی اطراف تهران(به ویژه رودهن) و همدان پیرو مسلک صوفی گری هستند. زبان مادری بازماندگان این سلسله گویشی از ترکی است که خاص و ویژه خودشان است و پیوندهای خانواگی در بینشان بسیار رایج است. گفته می‌شود آنان بعضا شاخه‌ای از اهل حق نیز می‌‌باشند. ولیکن اختلاف عقیدهٔ بسیاری بین آنان و دیگر پروان اهل حق است. برای مثال سبیل خود را کوتاه نگاه داشته، محمد را خاتم انبیا دانسته و حتی علی را تنها یک انسان اما با روحیات خداوندی می‌‌شناسند.

همچنین گفته می‌شود آنان همچنین به مانند اجداد خویش و بر خلاف دیگر پیروان اهل حق، به علم و هنر بسیار علاقه داشته و در کارهای اقتصادی سالم بسیار فعال هستند.

دانش و هنر در زمان تیموریان

تیمور با اینکه بسیار خونریز بود ولی به دانش و هنر کشش نشان می‌‌داد، از اینرو هنرمندان و صنعتگران از کشتارهایش در امان می‌‌ماندند. فرزندان او نیز سیاست بنیادگذار دودمان تیموریان را پی گرفتند که می‌‌توان به تأسیس رصدخانه، مسجد و مدرسه اشاره کرد. هنر مینیاتور نیز در این دوره از تاریخ ایران به اوج خود رسید. خلیل نوهء تیمور كه بدو هیچگونه شباهتى نداشت، اهتمام كامل به رفاه و سعادت مملكت معطوف داشت و خدماتى به علم و ادب كرد. شاهرخ طرفدار جدى علوم و صنایع بود و مسجد و بقعهء مقدس رضوى كه زیارتگاه شیعیان است از اوست. پسر او، الغ‌بیك فرمان داد زیجى ترتیب دادند. حسین‌بن بایقرا نیز حامى علوم و ادبیات بود. ابوسعید پادشاه توانا، با کفایت، هنر دوست این خاندان نیز خود هنرمند بود. او طرفدار متصوفه و اهل عرفان بود و مشایخ صوفیه را گرامی می‌‌داشت و بعد او بود که خاندان تیموریان به صوفی گری روی آوردند.

خلاصه ایی از تیموریان

تیموریان یا گوركانیان ایران (۷۷۱ – ۹۱۱ ه‍. ق) (۱۳۷۰ - ۱۵۰۶ م) دودمانی مغول تبار بودند. بنیادگزار این دودمان تیمور گورکانی بود که در آسیای میانه می‌‌زیست و سمرقند پایتختش بود. امیرتیمور كشورى وسیع و دولتى عظیم ایجاد كرد و خطهٔ ماوراءالنهر را به مقامى از اهمیت رسانید كه تا آن زمان هیچگاه بدان پایه نرسیده بود. او مرزهای خود را نخست در سرتاسر آسیای میانه و آنگاه سرتاسر خراسان و آنگاه همهٔ بخشهای ایران و عثمانی و بخشهایی از هندوستان گسترد. و چون فتوحات تیمور بیشتر جنبهء یورش و هجوم داشت تا تسخیر واقعى غالب ممالك مفتوح به زودى از تصرف تیموریان خارج شد. با این حال ماوراءالنهر مدتى مركز دولتى شد كه قسمت اعظم ایران و افغانستان را علاوه بر ولایات ماوراءالنهر شامل بود. هنگامى كه ممالك وسیع تیمورى تجزیه یافت دورهء هرج و مرج پیش آمد. به محض اینكه تیمور مرد، تركان عثمانى و آل جلایر و تركمانان درصدد تصرف ممالك ازدست‌رفتهء خود برآمدند. معهذا، اولاد تیمور موفق شدند كه شمال ایران را در مدت یك قرن جهت خود نگاهدارند. ولى آنان غالباً با یكدیگر در نزاع بودند. با وجود این شاهرخ موفق شد كه مناقشات اقوام خود را تا حدى رفع و قدرت و اعتبار مملكت را حفظ كند. اما پس از مرگ او ممالكش به قسمتهاى كوچكتر مجزا شد و بر اثر همین كیفیت صفویان و امراى شیبانى آنها را به متصرفات خود ضمیمه كردند. با این حال خاندان تیمورى از میان نرفت و نوادگان تیمور چندی پستر فرمانروایی خود را به هندوستان بردند و دولت سلسلهٔ بابرى را بنیاد گذاردند كه اروپائیان آن را «مغول كبیر» می‌‌نامند.

افراد خاندان تیمورى از این قرارند:

تیمور (771 – 807 ه‍. ق) (1370 - 1405 م)

خلیل سلطان (807 – 812 ه‍. ق) (1405 - 1410 م)

شاهرخ (807 – 850 ه‍. ق) (1405 - 1447 م)

بایسنقر میرزا

الغ بیك (850 – 853 ه‍. ق.) (1447 - 1449 م)

عبداللطیف (853 – 854 ه‍. ق.) (1449 - 1450 م)

عبدالله (854 – 855 ه‍. ق.) (1450 - 1451 م)

ابوسعید (855 – 873 ه‍. ق.) (1451 - 1469 م)

سلطان حسین بایقرا در هرات (862 – 911 ه‍. ق) (1470 - 1506 م)

سلطان احمد (873 – 899 ه‍. ق.) (1469 - 1494 م)

سلطان محمود (899–900 ه‍. ق.) (1494 - 1495 م)

دورهٔ هرج و مرج (900 تا 911 ه‍. ق) (1495 - 1506 م)

این سلسله بدست امرای شیبانی منقرض شد.