مطالعه ی سیاست خارجی ایران در دوره ی قاجاریه از چند جنبه حایز اهمیت است: نخست این که تاریخ دیپلماسی و سیاست خارجی ایران به مفهوم واقعی آن،از زمان ظهور این سلسله آغازمی - شود.گرچه قبل از انتقال قدرت به قاجاریه،تبادل سُفرا ،نمایندگان و هیأت های سیاسی بین دربار ایران و سایر دولت های جهان به ویژه دولت های اروپایی صورت می گرفت،اما از اوایل سلطنت قاجاریه بود که هم اهمیت استراتژیکی ایران برای دولت های اروپایی شناخته شد و هم به طور جدّی این کشور وارد عرصه ی سیاست بین الملل گردید.1
هم چنین،با ظهور سلسله ی قاجاریه، عصر تازه ای در تاریخ کشورمان آغاز شد و ایران به دوران پرفراز و نشیب تاریخ خود گام نهاد.عمل کرد زمامداران این سلسله در بُعد سیاست خارجی بیش از هر دوره ی دیگر در سرنوشت این کشور تأثیر نهاد. اتّخاذ سیاست خارجی نسنجیده و غلط سبب انعقاد معاهدات زیانبار،اعطای امتیازات گوناگون به بیگانگان،اقدامات بی حاصل و تجزیه بخش هایی از مناطق زرخیز از پیکره ی این سرزمین گردید که قسمتی از نتایج مصیبت بار حاکمیت این سلسله بر ایران بود. در مدت نزدیک به 150 سال حکومت،هنگامی که قاجارها از صحنه ی قدرت و حکومت کنار زده شدند،تنها نیمی از ایرانی را که از سلسله ی زندیه به زور گرفته بودند،به جا نهادند. 2

سیاست خارجی ایران و بازیگران نظام بین الملل

بررسی سیاست خارجی ایران در دوره ی معاصر با انتقال قدرت از سلسله ی زند به قاجار (1210 -قمری / 1174 شمسی) آغاز می شود. دوره ی زمامداری آقامحمّدخان نخستین شاه و مؤسس این سلسله که بیش از دو سال (تا سال 1211 قمری / 1175 شمسی) دوام نیافت،درشرایطی سپری شد که اوضاع داخلی کشور متشنّج و مرزها دستخوش ناآرامی بود. 3
این تحولات که که بیش از هر عاملی از طبیعت دوران انتقال و دست به دست شدن قدرت ناشی می شد،سبب گردید تا اقدامات آقامحمدخان در عرصه ی سیاست خارجی در یک رشضته لشکرکشی ها و اقدامات نظامی جهت سرکوبی مدّعیان سلطنت و تثبیت مرزهای شرقی و شمالی خلاصه شود.4 بنابراین در دوره ی زمامداری وی تحوّل مثبت و چشمگیری در عرصه ی دیپلماسی و سیاست خارجی ایران گشوده شد.
تمرکز قدرت تصمیم گیری و اجرایی کشور در دست شخص شاه و صدر اعظمش- که از طبیعت نظام استبدادی نشأت یافته و عموماًٍ از ویژگی های نظام سلطنتی ایران بود . مجالی برای مشارکت مردم در عرصه ی سیاست خارجی باقی نمی گذاشت . به علاوه،غفلت و ناآگاهی زمامداران از اهدافِ جهت گیری ها ،منافع و استراتژیهای دول استعمارگر اروپایی در منطقه،جهل هیأت حاکمه نسبت به مصالح عالی و منافع کشور (که وجه مشترک تمامی شاهان این سلسله می باشد) سبب تشدید رقابت کشورهای نیرومندی چون روسیه،بریتانیا و فرانسه در تحمیل معاهدات استعماری و کسب امتیازات متعدد سیاسی و اقتصادی از ایران گردید.
این جریان از اوایل حاکمیت فتحعلی شاه (1212 قمری / 176 شمسی) تا انقراض سلسله ی قاجار ادامه یافت و دولت های یاد شده در تلاش بودند تا درتعیین خطوط و جهت گیری سیاست خارجی ایران اعمال نفوذ کرده و از به وجود آمدن و پا گرفتن یک سیاست خارجی مستقل ، مدّرن و حساب شده جلوگیری کنند. دامنه و عمق این گونه مداخلات تا حدّی بود که امروزه ارایه ی تصویری نسبتاً روشن از پیشینه ی عمل کرد سیاست خارجی ایران بدون در نظر گرفتن عوامل خارجی،بویژه روس،انگلیس و فرانسه غیر ممکن به نظر می رسد . بنابراین ناگزیر هستیم سیاست خارجی ایران را در چارچوب رقابت های بازیگران مذکور مورد بحث و بررسی قرار دهیم.

انگلستان

اقتدار جهانی انگلستان از دیرباز مدیون سرزمین های مستعمره از جمله هندوستان بود که به منزله -ی شاهرگ حیاتی این کشور محسوب می شد؛ به طوری که از دست رفتن آن به معنی سقوط اقتدار جهانی و از پا درآمدن این کشور در جریان رقابت های استعماری بود. بنابراین دست کم از سال 1176 ش / و 1797 م محور اصلی فعالیت های دیپلماتیک انگلستان در منطقه ی آسیا حفاظت از مرزهای هندوستان از چنگ اندازی های رقبای نیرومندی نظیر فرانسه و روسیه ی تزاری بود.همان گونه که پیشتر اشاره شد،مجاورت ایران با هندوستان سبب قرار گرفتن این کشور در مدار دیپلماسی پیچیده ی دولت های نیرنگ باز و استعمارگری چون انگلستان بود. 5
تجاوزهای پی در پی روسها در شمال ایران – برای رسیدن به آب های گرم – حکم اهرم فشاری را داشت که زمامداران قاجار را به جستجوی یک دولت نیرومند وادار می کرد تا آنان را در مقابل دشمن دیرینه مورد حمایت قرار دهد. همان گونه که دولت های انگلیس و فرانسه در راستای منافع خود در صدد جلب اتّحاد و دوستی ایران بودند،تجاوز روسها نیز موجب می شد تا ایران در سیاست خارجی خود تن به چنین استراتژی غلط و بدفرجامی بدهد. با این ملاحظات،از سال 1176 ش/1797م استراتژی اتّحاد و تعهّد با دولت های نیرومند بخصوص انگلستان در دستور کار سیاست خارجی ایران قرار گرفت. 6
ایران در نگاه بریتانیا به منزله ی اولین خط دفاعی و سرزمین حایل میان هندوستان و دولت های رقیب بود.7 بنابراین،بریتانیا با به کارگیری دیپلمات های حرفه ای و با استفاده از ابزارهای تطمیع و تهدید ایران را به دام کشیده و معاهداتی را منعقد کرد که در آن ها فقط منافع انگلستان لحاظ شده بود.8 دربار قاجار در روابط خود با بریتانیا و اتّخاذ سیاست اتّحاد و تعهّد نه تنها کوچکترین امتیازی به دست نیاورد،بلکه نزدیک به یک قرن و نیم،در بحرانی ترین شرایط در مقابل ضربات ارتش مدرن روسیه تنها ماند و در زد و بندهای سیاسی میان انگلیسی ها و رقبای اروپایی آن در آسیا،بارها وجه المصالحه قرار گرفت. هم چنین در نتیجه ی دسیسه های پنهانی انگلیسی ها، زیانبارترین معاهدات،نظیر گلستان (1192/ش 1813م) ،ترکمانچای (1207ش/1828م) و غیره به ایران تحمیل شد و علاوه بر آن،بریتانیا در تجزیه و جدایی بخش های مهمّی نظیر هرات در سال 1236ش/1857م ،ایالت بلوچستان در سال 1250 ش/1871 م،بحرین در سال 1349 هـ.ش و نیز جدایی سرزمین های ماورای ارس از پیکره ی ایران نقش فعّالی داشت. 9
پس از شکست نهایی ناپلئون و رفع خطر از مرزهای هندوستان و برقراری اتّحاد میان انگلیس و روسیه، ایران از کانون توجّهات دیپلمات های بریتانیا حذف گردید.10 با آغاز زمامداری ناصرالدین شاه (سال 1226 شمسی) دستگاه دیپلماسی انگلستان گذشته از کوشش هایی که برای اعمال سلطه ی سیاسی،نظامی و قضایی بر ایران و اخلال و اعمال نفوذ در تعیین خطوط سیاست خارجی ایران به عمل می آورد،در پی تحصیل یک سری اهداف اقتصادی،نظیر فراهم آوردن تسهیلات لازم برای فعالیت بازرگانی انگلیسی و رهایی از سیاست های محدود کننده ی گمرکی و کسب امتیازات اقتصادی از دیگر محورهای تکاپوی سیاست خارجی بریتانیا در ایران بود. در مجامع بین المللی نیز مواضع انگلستان در قبال ایران خصمانه بود. به عنوان مثال، مخالفت این کشور با حضور وزیر خارجه وهیأت نمایندگانی ایران در کنفرانس صلح پاریس – پس از پایان جنگ جهانی اوّل – مانع از مطرح شدن دعاوی ایران نظیر استرداد اراضی از دست رفته و جبران خسارت ناشی از نقض بیطرفی ایران در جریان جنگ اوّل شد. 11

فرانسه

تصرف مستعمرات انگلستان از جمله هندوستان در زمان ناپلئون بناپارت از اولویت های اهداف سیاست خارجی فرانسه در منطقه ی آسیا بود. اتّخاذ چنین سیاستی موجب گردید تا فرانسویان جهت گیری اتّحاد و نزدیکی به ایران را به عنوان یکی از راههای دستیابی به هندوستان در صدر برنامه های دیپلماتیک خود قرار دهند. و این کشور را به یک جبهه ی سوق الجیشی برای تعرّض به هندوستان تبدیل کنند.12 برقراری اتّحاد سه جانبه میان ایران،فرانسه و عثمانی علیه روسیه به منظور جلوگیری از دسترسی روسها به هندوستان بُعد دیگری از دیپلماسی فرانسویان در منطقه ی آسیا بود.
فرانسویان در روابط خود با ایران وانمود می کردند که درصدد حمایت از ایران در مقابل تهاجم ارتش روس هستند به همین جهت ژنرال گاردان به همراه هیأتی وارد ایران شد تا در راستای تعّهدات فرانسه مبنی بر تأمین سلاح های جدید وبهبودی در سازمان ارتش اقداماتی را به عمل آورد. ایران نیز به سبب فشارهای نظامی روسیه تزاری،از انعقاد عهدنامه ی «فین کنشتاین»13 به عنوان جایگزین اتّحاد با انگلستان استقبال کرد. انعقاد عهدنامه «تیلیست» 14 میان فرانسه و روسیه به خوبی ثابت کرد که علی رغم تظاهر ناپلئون به حمایت از ایران،جهت گیری این کشور نسبت به ایران تنها در پی تحصیل منافع استعماری خود است و در شرایط بحرانی متّحد خود را وجه -المصالحه با روسها قرار می دهد.15 روابط ایران با فرانسه پس از انعقاد عهدنامه ی تیلیست و خروج هیأت نمایندگی ژنرال گاردان از ایران (1188 ش / 1809 م) به سردی گرایید. 16

روسیه تزاری

سابقه ی روابط خارجی ایران و روسیه تزاری از اواخر سلطنت نادرشاه تا وقوع انقلاب بلشویکی 1296 ش / 1917 م از چشم انداز مطلوبی برخوردار نیست.17 جهت گیری سیاست خارجی ایران در طول حاکمیت قاجار بیش از هر عاملی از سیاست خصمانه و توسعه طلبیهای روسها نسبت به ایران تأثیر پذیرفته بود. این مسأله در سمت گیری سیاست خارجی ایران نسبت به بریتانیا و فرانسه – سیاست اتحاد و تعهّد – نمود عینی یافت.
شالوده ی سیاست خارجی روسیه نسبت به ایران در دوره ی زمامداری پترکبیر ریخته شد که بر اساس آن به زمامداران بعدی توصیه شده بود با جنگ های پی در پی،ایران را به ضعف و نابودی کشانده وبا عبور از خاک ایران،خود را به خلیج فارس ودرنهایت به هندوستان برسانند.18 بنابراین،شدیدترین و زیانبارترین جنگ های روسیه ی تزاری در پی تعقیب سیاست الحاق شمال ایران به روسیه،به عنوان بخشی از سیاست توسعه طلبانه ی ارضی روسها در آسیا، در نیمه ی اوّل قرن نوزده میلادی به ایران تحمیل شد. این جنگها که در دو مرحله اتّفاق افتاد و نزدیک به سی سال طول کشید،نشان داد که روسها در سیاست خارجی خودشان بیش از هر ابزاری متکی به جنگ و اقدامات نظامی هستند.
انعقاد معاهده ی ترکمانچای برگی از تاریخ دیپلماسی ایران است که نمی توان آثار آن را بر سیاست خارجی ایران در تاریخ معاصر نادیده گرفت . زیرا به دنبال آن،روند تازه ای در مداخلات بازیگران استعمارگر اروپایی در امور ایران شروع شد و نیز سرآغاز یک دوره ی طولانی تزلزل استقلال سیاسی،اقتصادی و قضایی در ایران بود.19 این عهدنامه انحطاط سیاسی ایران را به ارمغان آورد و نزدیک به یک قرن بر دیپلماسی ایران سایه افکند. 20
ایران پس از تحمّل شکست های پی در پی و ضربات فرانسه و انگلیس ،رویّه های مبتنی بر دیپلماسی جنگ و گریز را – که از ابتدای قرن نوزدهم در پیش گرفته بود – رها کرد و قرارداد گلستان نقطه ی پایانی به استراتژی اتّحاد و پیوستگی ایران با دولت های نیرومند اروپایی نظیر فرانسه و انگلیس و نقطه ی آغاز سیاست جدیدی موسوم به سیاست «قدرت ثالث» بود.21 این سیاست که متضمن ورود قدرت سوّمی در کشاکش رقابت های استعماری روس و انگلیس در ایران بود،بیشتر به خاطر حفظ تاج و تخت و بقای زمامداری قاجار اتّخاذ شد تا حفظ مصالح و منافع عالی کشور.22
شکست روسیه از ژاپن در 1824 ش/1905م،جنگ جهانی اول و انقلاب اکتبر 1917 بلشویکی سبب از کار افتادن ماشین جنگی روسیه و فرصت تنفسی برای ایران شد.23 رژیم دید شوروی(سابق) در سال 1297 ش / چهاردهم ژانویه 1918 م بخشی از قراردادهای ظالمانه ای را که بر ایران تحمیل شده بود،به طور یک جانبه ملغی اعلام کرد24و انعقاد قراداد 1300 شمسی / 1921 م میان ایران و شوروی سابق دوره ی تازه ای را در تاریخ روابط دو کشور گشود. 25

خطوط کلّی حاکم بر سیاست خارجی ایران در دوره ی قاجاریه

سیاست خارجی ایران در عصر قاجار بحرانی ترین مراحل تاریخی خود را تجربه کرد پیچیدگی نظام بین الملل،انحصار در تقسیم قدرت و رقابت بین دو بازیگر نیرومند و کهنه کاری نظیر روسیه و بریتانیا در شمال و جنوب ایران، شرایط بغرنج و دشواری را برای دیپلماسی ایران فراهم کرده بود. .ضع سیاست خارجی ایران در این دوره شباهت بیشتری به فندق در دهانه ی گازانبر را داشت که پیوسته از دو جناح متضاد و مخالف تحت فشار بود.
با وجود این که سیاست خارجی ایران به جز دوره ی کوتاه صدارت امیرکبیر در عصر قاجار استحکان چندانی نداشت و بر اصول ثابت و از پیش تعیین شده ای استوار نبود،امّا دقّت در رخدادها و توجه در جهت گیری های دیپلماسی ایران،این نتیجه را به دست می دهد که ایران در فرایند جهت گیری های تضاد و تفاهم دو دولت نیرومند هم چون روسیه و انگلیس و نیز تحت تأثیر شرایط و مقتضیات بین المللی و اوضاع داخلی،از یک سری خطوط کلی در سیاست خارجی خود پیروی می کرد که در عمل به منزله ی خط مشی سیاست خارجی ایران در قرن نوزدهم میلادی محسوب می شد.گرچه برخی از این خطوط در دوران زمامداری بعضی از شاهان با صدر اعظمهای قاجار کمرنگ می شد امّا در نظر عده ای از مورخین تاریخ دیپلماسی ایران،به عنوان اصول سیاست خارجی ایران در دوره ی قاجار شناخته شده اند.26 این خطوط عبارتند از :
1- متعادل ساختن رقابت بریتانیا و روسیه در ایران؛
2- تعقیب سیاست اتّحاد و پیوستگی با دول نیرومند اروپایی؛
3- اتّخاذ سیاست « قدرت سوّم»؛
درباره ی اصل نخست (تعادل) باید گفت که در ایران این اصل میان دو قطب امپریالیستی روس و انگلیس،در سر تاسر قرن نوزدهم میلادی اعمال می شد. هنگامی که حکومت تحت فشار امتیازی را به یکی از دو رقیب نیرومند می داد، برای برقراری توازن مجبور بود امتیاز مشابهی نیز به قدرت دیگر بدهد. بنابراین سیاست تعادل در عمل جنبه ی منفی به خود گرفت و به ضرر منافع و مصالح کشور و تنها به نفع نخبگان حاکم تمام می شد27
سیاست اتّحاد نیز در شرایطی اتّخاذ شد که ایران نزدیک به سی سال با دشمن نیرومندی چون روسیه تزاری درگیر کشمکش و جنگ بود . حاکمیت نظام استبداری،فقدان مشروعیت،عدم محبوبیت و پایگاه مردمی زمامداران،عامل عمده ای بود که موجب شد در شرایط بحرانی پناهگاه خود را در نزد بیگانگان جستجوکنند و برای حفظ تاج و تخت،چنین سیاستی را در پیش گیرند.
سیاست« قدرت سوم» از سال 1229 ش /1850 م به عنوان خط مشی جدیدی در ایران اتّخاذ شد. ایران به امید شروع به جستجوی یک هم پیمان نیرومند در میان دول غیر هم جوار کرد که در نتیجه ی ورود قدرت سومی به عرصه ی رقابتِ روس و انگلیس در ایران،از میزان فشارهای این کشورها کاسته شود.28 این سیاست با موفقیت همراه نبود،زیرا هیچ قدرتی مایل به ورود به مسابقه -ی خطرناک و پیچیده ی انگلیس و روسیه در ایران نبود.29 با وجوداین،ایران سرسختانه از ایده ی توسّل به قدرت سوّم جانبداری می کرد. به عنوان نمونه،می توان به مکاتبات ناصرالدین شاه قاجار (1268 ش/ 1889 م) با رییس جمهور وقت آمریکا - «کلیولند» - اشاره کرد. هم چنین مکاتبات وی با «بیسمارک» صدر اعظم آلمان، دعوت از اتریش جهت اتّحاد سیاسی با ایران، استخدام مستشاران بلژیکی و افسران سوئدی، دعوت از شرکتهای آلمانی و هلندی برای احداث راه آهن در راستای این سیاست صورت گرفت.30 انعقاد عهدنامه وین 1230 ش / 1851 م در زمان صدارت امیرکبیر نیز در چارچوب این اصل صورت پذیرفت.

پی نوشت ها:

1 . صدراعظمهاي سلسل? قاجاريه، پرويز افشار ، ص 7.
2 . اطلاعات سياسي 0 اقتصادي ، ايرج وامقي، مقال? «امين السلطان و موازن? مثبت» ، شماره 68-67 ، ص 57.
3 . تاريخ تحولات سياسي و روابط خارجي ايران، مدني، ص 15.
4 . تاريخ معاصر ايران، پيتر اَوري، ترجم? محمد رفيعي مهرآبادي، ج 1 ، ص 5.
5 . پژوهشي در تاريخ ديپلماسي ايران، محمد علي مهميد، ص 126.
6 . پژوهشي در تاريخ ديپلماسي ايران، محمدعلي مهميد ، ص 126.
7 . همان، ص 128.
8 . روابط ايران با دول خارجي در دوران قاجاريه ، نائبيان ، ص 116.
9 . همان، ص 169.
10 . پژوهشي در تاريخ ديپلماسي ايران، مهميد، ص 163.
11 . روابط ايران با دول خارجي در دوران قاجاريه، نائبيان ، ص 272.
12 . پژوهشي در تاريخ ديپلماسي ايران، مهميد ، ص128.
13 . Finkenstein (1807 م/1185 شمسی)
14 . Tilsitم / شمسي ) .1807)
15 . پژوهشي در تاريخ ديپلماسي ايران، ص 132.
16 . تاريخ روابط خارجي ايران، مهدوي، ص 216.
17 . سياست اروپا در ايران، محمود افشار يزدي، ص 44.
18 .تاریخ معاصر ایران ،آوری ،ج1،ص58.
19 . تاريخ کامل ايران ، رازي ، ص 496.
20 . سياست اروپا در ايران، محمود افشار يزدي، ص 70.
21 . تحليل تاريخي سياست خارجي ايران از آغاز تا امروز، حافظ فرمانفرمائيان، ترجم? اسماعيل شاکري، ص 34 ، 1352.
22 . روابط ايران به دول خارجي در دوران قاجاريه، نائبيان، ص 293.
23 . همان، ص 263.
24 . روابط ايران با دول خارجي در دوران قاجاريه، نائبيان، ص 264.
25 . به موجب قرارداد 1921 دولت شوروي سابق از کلي? حقوق و امتيازاتي که در دوران تزارها به زور از ايران گرفته شده بود صرف نظر کرد و متعهد شد به سياست تجاوزکارانه و ظالمانه خاتمه دهد تا ايران بتواند به سرنوشت خود مسلّط گردد. هم چنين، شوروي سابق کليه قروض ايران (يازده ميليون لير? انگليسي) را بخشيد، امتياز خطوط آهن و راههاي شوسه و تأسيسات بندري و گمرک هاي شمال را به ايران واگذار و از حق قضاوت کنسولي (کاپيتولاسيون) صرفنظر کرد. بانک استقراضي و خطوط تلگرافي و جزير? آشوراده و ساير جزيره هاي مجاور استرآباد به ايران مسترد شد و ايران در درياي خزر حق بجر پيمايي آزاد پيدا کرد. در مقابل ايران نيز تعهداتي را در مقابل رژين جديدالتأسيس شوروي بر عهده گرفت؛ ر.ک همان ، ص 290 و «سياست خارجي ايران در دوران پهلوي » (1357-1300) عبدالرضا هوشنگ مهدوي، ص 10 ، تهران، نشر البرز ، چاپ اول ، 1373.
26 . در ميان تعدادي از نويسندگان تاريخ ديپلماسي ايران، مي توان به حافظ فرمانفرمائيان اشاره کرد که در سياست خارجي قاجار به اصول سه گانه مذکور در بالا معتقد مي باشد.
27 . روابط ايران با دول خارجي در دوران قاجاريه، جليل نائبيان ، ص 493-292.
28 . همان، ص 297.
29 . تحليل تاريخي سياست خارجي ايران از آغاز تا امروز، فرمانفرمائيان ، ص 38.
30 . همان، ص 43 و 42.

مطالعه ی سیاست خارجی ایران در دوره ی قاجاریه از چند جنبه حایز اهمیت است: نخست این که تاریخ دیپلماسی و سیاست خارجی ایران به مفهوم واقعی آن،از زمان ظهور این سلسله آغازمی - شود.گرچه قبل از انتقال قدرت به قاجاریه،تبادل سُفرا ،نمایندگان و هیأت های سیاسی بین دربار ایران و سایر دولت های جهان به ویژه دولت های اروپایی صورت می گرفت،اما از اوایل سلطنت قاجاریه بود که هم اهمیت استراتژیکی ایران برای دولت های اروپایی شناخته شد و هم به طور جدّی این کشور وارد عرصه ی سیاست بین الملل گردید.1
هم چنین،با ظهور سلسله ی قاجاریه، عصر تازه ای در تاریخ کشورمان آغاز شد و ایران به دوران پرفراز و نشیب تاریخ خود گام نهاد.عمل کرد زمامداران این سلسله در بُعد سیاست خارجی بیش از هر دوره ی دیگر در سرنوشت این کشور تأثیر نهاد. اتّخاذ سیاست خارجی نسنجیده و غلط سبب انعقاد معاهدات زیانبار،اعطای امتیازات گوناگون به بیگانگان،اقدامات بی حاصل و تجزیه بخش هایی از مناطق زرخیز از پیکره ی این سرزمین گردید که قسمتی از نتایج مصیبت بار حاکمیت این سلسله بر ایران بود. در مدت نزدیک به 150 سال حکومت،هنگامی که قاجارها از صحنه ی قدرت و حکومت کنار زده شدند،تنها نیمی از ایرانی را که از سلسله ی زندیه به زور گرفته بودند،به جا نهادند. 2

سیاست خارجی ایران و بازیگران نظام بین الملل

بررسی سیاست خارجی ایران در دوره ی معاصر با انتقال قدرت از سلسله ی زند به قاجار (1210 -قمری / 1174 شمسی) آغاز می شود. دوره ی زمامداری آقامحمّدخان نخستین شاه و مؤسس این سلسله که بیش از دو سال (تا سال 1211 قمری / 1175 شمسی) دوام نیافت،درشرایطی سپری شد که اوضاع داخلی کشور متشنّج و مرزها دستخوش ناآرامی بود. 3
این تحولات که که بیش از هر عاملی از طبیعت دوران انتقال و دست به دست شدن قدرت ناشی می شد،سبب گردید تا اقدامات آقامحمدخان در عرصه ی سیاست خارجی در یک رشضته لشکرکشی ها و اقدامات نظامی جهت سرکوبی مدّعیان سلطنت و تثبیت مرزهای شرقی و شمالی خلاصه شود.4 بنابراین در دوره ی زمامداری وی تحوّل مثبت و چشمگیری در عرصه ی دیپلماسی و سیاست خارجی ایران گشوده شد.
تمرکز قدرت تصمیم گیری و اجرایی کشور در دست شخص شاه و صدر اعظمش- که از طبیعت نظام استبدادی نشأت یافته و عموماًٍ از ویژگی های نظام سلطنتی ایران بود . مجالی برای مشارکت مردم در عرصه ی سیاست خارجی باقی نمی گذاشت . به علاوه،غفلت و ناآگاهی زمامداران از اهدافِ جهت گیری ها ،منافع و استراتژیهای دول استعمارگر اروپایی در منطقه،جهل هیأت حاکمه نسبت به مصالح عالی و منافع کشور (که وجه مشترک تمامی شاهان این سلسله می باشد) سبب تشدید رقابت کشورهای نیرومندی چون روسیه،بریتانیا و فرانسه در تحمیل معاهدات استعماری و کسب امتیازات متعدد سیاسی و اقتصادی از ایران گردید.
این جریان از اوایل حاکمیت فتحعلی شاه (1212 قمری / 176 شمسی) تا انقراض سلسله ی قاجار ادامه یافت و دولت های یاد شده در تلاش بودند تا درتعیین خطوط و جهت گیری سیاست خارجی ایران اعمال نفوذ کرده و از به وجود آمدن و پا گرفتن یک سیاست خارجی مستقل ، مدّرن و حساب شده جلوگیری کنند. دامنه و عمق این گونه مداخلات تا حدّی بود که امروزه ارایه ی تصویری نسبتاً روشن از پیشینه ی عمل کرد سیاست خارجی ایران بدون در نظر گرفتن عوامل خارجی،بویژه روس،انگلیس و فرانسه غیر ممکن به نظر می رسد . بنابراین ناگزیر هستیم سیاست خارجی ایران را در چارچوب رقابت های بازیگران مذکور مورد بحث و بررسی قرار دهیم.

انگلستان

اقتدار جهانی انگلستان از دیرباز مدیون سرزمین های مستعمره از جمله هندوستان بود که به منزله -ی شاهرگ حیاتی این کشور محسوب می شد؛ به طوری که از دست رفتن آن به معنی سقوط اقتدار جهانی و از پا درآمدن این کشور در جریان رقابت های استعماری بود. بنابراین دست کم از سال 1176 ش / و 1797 م محور اصلی فعالیت های دیپلماتیک انگلستان در منطقه ی آسیا حفاظت از مرزهای هندوستان از چنگ اندازی های رقبای نیرومندی نظیر فرانسه و روسیه ی تزاری بود.همان گونه که پیشتر اشاره شد،مجاورت ایران با هندوستان سبب قرار گرفتن این کشور در مدار دیپلماسی پیچیده ی دولت های نیرنگ باز و استعمارگری چون انگلستان بود. 5
تجاوزهای پی در پی روسها در شمال ایران – برای رسیدن به آب های گرم – حکم اهرم فشاری را داشت که زمامداران قاجار را به جستجوی یک دولت نیرومند وادار می کرد تا آنان را در مقابل دشمن دیرینه مورد حمایت قرار دهد. همان گونه که دولت های انگلیس و فرانسه در راستای منافع خود در صدد جلب اتّحاد و دوستی ایران بودند،تجاوز روسها نیز موجب می شد تا ایران در سیاست خارجی خود تن به چنین استراتژی غلط و بدفرجامی بدهد. با این ملاحظات،از سال 1176 ش/1797م استراتژی اتّحاد و تعهّد با دولت های نیرومند بخصوص انگلستان در دستور کار سیاست خارجی ایران قرار گرفت. 6
ایران در نگاه بریتانیا به منزله ی اولین خط دفاعی و سرزمین حایل میان هندوستان و دولت های رقیب بود.7 بنابراین،بریتانیا با به کارگیری دیپلمات های حرفه ای و با استفاده از ابزارهای تطمیع و تهدید ایران را به دام کشیده و معاهداتی را منعقد کرد که در آن ها فقط منافع انگلستان لحاظ شده بود.8 دربار قاجار در روابط خود با بریتانیا و اتّخاذ سیاست اتّحاد و تعهّد نه تنها کوچکترین امتیازی به دست نیاورد،بلکه نزدیک به یک قرن و نیم،در بحرانی ترین شرایط در مقابل ضربات ارتش مدرن روسیه تنها ماند و در زد و بندهای سیاسی میان انگلیسی ها و رقبای اروپایی آن در آسیا،بارها وجه المصالحه قرار گرفت. هم چنین در نتیجه ی دسیسه های پنهانی انگلیسی ها، زیانبارترین معاهدات،نظیر گلستان (1192/ش 1813م) ،ترکمانچای (1207ش/1828م) و غیره به ایران تحمیل شد و علاوه بر آن،بریتانیا در تجزیه و جدایی بخش های مهمّی نظیر هرات در سال 1236ش/1857م ،ایالت بلوچستان در سال 1250 ش/1871 م،بحرین در سال 1349 هـ.ش و نیز جدایی سرزمین های ماورای ارس از پیکره ی ایران نقش فعّالی داشت. 9
پس از شکست نهایی ناپلئون و رفع خطر از مرزهای هندوستان و برقراری اتّحاد میان انگلیس و روسیه، ایران از کانون توجّهات دیپلمات های بریتانیا حذف گردید.10 با آغاز زمامداری ناصرالدین شاه (سال 1226 شمسی) دستگاه دیپلماسی انگلستان گذشته از کوشش هایی که برای اعمال سلطه ی سیاسی،نظامی و قضایی بر ایران و اخلال و اعمال نفوذ در تعیین خطوط سیاست خارجی ایران به عمل می آورد،در پی تحصیل یک سری اهداف اقتصادی،نظیر فراهم آوردن تسهیلات لازم برای فعالیت بازرگانی انگلیسی و رهایی از سیاست های محدود کننده ی گمرکی و کسب امتیازات اقتصادی از دیگر محورهای تکاپوی سیاست خارجی بریتانیا در ایران بود. در مجامع بین المللی نیز مواضع انگلستان در قبال ایران خصمانه بود. به عنوان مثال، مخالفت این کشور با حضور وزیر خارجه وهیأت نمایندگانی ایران در کنفرانس صلح پاریس – پس از پایان جنگ جهانی اوّل – مانع از مطرح شدن دعاوی ایران نظیر استرداد اراضی از دست رفته و جبران خسارت ناشی از نقض بیطرفی ایران در جریان جنگ اوّل شد. 11

فرانسه

تصرف مستعمرات انگلستان از جمله هندوستان در زمان ناپلئون بناپارت از اولویت های اهداف سیاست خارجی فرانسه در منطقه ی آسیا بود. اتّخاذ چنین سیاستی موجب گردید تا فرانسویان جهت گیری اتّحاد و نزدیکی به ایران را به عنوان یکی از راههای دستیابی به هندوستان در صدر برنامه های دیپلماتیک خود قرار دهند. و این کشور را به یک جبهه ی سوق الجیشی برای تعرّض به هندوستان تبدیل کنند.12 برقراری اتّحاد سه جانبه میان ایران،فرانسه و عثمانی علیه روسیه به منظور جلوگیری از دسترسی روسها به هندوستان بُعد دیگری از دیپلماسی فرانسویان در منطقه ی آسیا بود.
فرانسویان در روابط خود با ایران وانمود می کردند که درصدد حمایت از ایران در مقابل تهاجم ارتش روس هستند به همین جهت ژنرال گاردان به همراه هیأتی وارد ایران شد تا در راستای تعّهدات فرانسه مبنی بر تأمین سلاح های جدید وبهبودی در سازمان ارتش اقداماتی را به عمل آورد. ایران نیز به سبب فشارهای نظامی روسیه تزاری،از انعقاد عهدنامه ی «فین کنشتاین»13 به عنوان جایگزین اتّحاد با انگلستان استقبال کرد. انعقاد عهدنامه «تیلیست» 14 میان فرانسه و روسیه به خوبی ثابت کرد که علی رغم تظاهر ناپلئون به حمایت از ایران،جهت گیری این کشور نسبت به ایران تنها در پی تحصیل منافع استعماری خود است و در شرایط بحرانی متّحد خود را وجه -المصالحه با روسها قرار می دهد.15 روابط ایران با فرانسه پس از انعقاد عهدنامه ی تیلیست و خروج هیأت نمایندگی ژنرال گاردان از ایران (1188 ش / 1809 م) به سردی گرایید. 16

روسیه تزاری

سابقه ی روابط خارجی ایران و روسیه تزاری از اواخر سلطنت نادرشاه تا وقوع انقلاب بلشویکی 1296 ش / 1917 م از چشم انداز مطلوبی برخوردار نیست.17 جهت گیری سیاست خارجی ایران در طول حاکمیت قاجار بیش از هر عاملی از سیاست خصمانه و توسعه طلبیهای روسها نسبت به ایران تأثیر پذیرفته بود. این مسأله در سمت گیری سیاست خارجی ایران نسبت به بریتانیا و فرانسه – سیاست اتحاد و تعهّد – نمود عینی یافت.
شالوده ی سیاست خارجی روسیه نسبت به ایران در دوره ی زمامداری پترکبیر ریخته شد که بر اساس آن به زمامداران بعدی توصیه شده بود با جنگ های پی در پی،ایران را به ضعف و نابودی کشانده وبا عبور از خاک ایران،خود را به خلیج فارس ودرنهایت به هندوستان برسانند.18 بنابراین،شدیدترین و زیانبارترین جنگ های روسیه ی تزاری در پی تعقیب سیاست الحاق شمال ایران به روسیه،به عنوان بخشی از سیاست توسعه طلبانه ی ارضی روسها در آسیا، در نیمه ی اوّل قرن نوزده میلادی به ایران تحمیل شد. این جنگها که در دو مرحله اتّفاق افتاد و نزدیک به سی سال طول کشید،نشان داد که روسها در سیاست خارجی خودشان بیش از هر ابزاری متکی به جنگ و اقدامات نظامی هستند.
انعقاد معاهده ی ترکمانچای برگی از تاریخ دیپلماسی ایران است که نمی توان آثار آن را بر سیاست خارجی ایران در تاریخ معاصر نادیده گرفت . زیرا به دنبال آن،روند تازه ای در مداخلات بازیگران استعمارگر اروپایی در امور ایران شروع شد و نیز سرآغاز یک دوره ی طولانی تزلزل استقلال سیاسی،اقتصادی و قضایی در ایران بود.19 این عهدنامه انحطاط سیاسی ایران را به ارمغان آورد و نزدیک به یک قرن بر دیپلماسی ایران سایه افکند. 20
ایران پس از تحمّل شکست های پی در پی و ضربات فرانسه و انگلیس ،رویّه های مبتنی بر دیپلماسی جنگ و گریز را – که از ابتدای قرن نوزدهم در پیش گرفته بود – رها کرد و قرارداد گلستان نقطه ی پایانی به استراتژی اتّحاد و پیوستگی ایران با دولت های نیرومند اروپایی نظیر فرانسه و انگلیس و نقطه ی آغاز سیاست جدیدی موسوم به سیاست «قدرت ثالث» بود.21 این سیاست که متضمن ورود قدرت سوّمی در کشاکش رقابت های استعماری روس و انگلیس در ایران بود،بیشتر به خاطر حفظ تاج و تخت و بقای زمامداری قاجار اتّخاذ شد تا حفظ مصالح و منافع عالی کشور.22
شکست روسیه از ژاپن در 1824 ش/1905م،جنگ جهانی اول و انقلاب اکتبر 1917 بلشویکی سبب از کار افتادن ماشین جنگی روسیه و فرصت تنفسی برای ایران شد.23 رژیم دید شوروی(سابق) در سال 1297 ش / چهاردهم ژانویه 1918 م بخشی از قراردادهای ظالمانه ای را که بر ایران تحمیل شده بود،به طور یک جانبه ملغی اعلام کرد24و انعقاد قراداد 1300 شمسی / 1921 م میان ایران و شوروی سابق دوره ی تازه ای را در تاریخ روابط دو کشور گشود. 25

خطوط کلّی حاکم بر سیاست خارجی ایران در دوره ی قاجاریه

سیاست خارجی ایران در عصر قاجار بحرانی ترین مراحل تاریخی خود را تجربه کرد پیچیدگی نظام بین الملل،انحصار در تقسیم قدرت و رقابت بین دو بازیگر نیرومند و کهنه کاری نظیر روسیه و بریتانیا در شمال و جنوب ایران، شرایط بغرنج و دشواری را برای دیپلماسی ایران فراهم کرده بود. .ضع سیاست خارجی ایران در این دوره شباهت بیشتری به فندق در دهانه ی گازانبر را داشت که پیوسته از دو جناح متضاد و مخالف تحت فشار بود.
با وجود این که سیاست خارجی ایران به جز دوره ی کوتاه صدارت امیرکبیر در عصر قاجار استحکان چندانی نداشت و بر اصول ثابت و از پیش تعیین شده ای استوار نبود،امّا دقّت در رخدادها و توجه در جهت گیری های دیپلماسی ایران،این نتیجه را به دست می دهد که ایران در فرایند جهت گیری های تضاد و تفاهم دو دولت نیرومند هم چون روسیه و انگلیس و نیز تحت تأثیر شرایط و مقتضیات بین المللی و اوضاع داخلی،از یک سری خطوط کلی در سیاست خارجی خود پیروی می کرد که در عمل به منزله ی خط مشی سیاست خارجی ایران در قرن نوزدهم میلادی محسوب می شد.گرچه برخی از این خطوط در دوران زمامداری بعضی از شاهان با صدر اعظمهای قاجار کمرنگ می شد امّا در نظر عده ای از مورخین تاریخ دیپلماسی ایران،به عنوان اصول سیاست خارجی ایران در دوره ی قاجار شناخته شده اند.26 این خطوط عبارتند از :
1- متعادل ساختن رقابت بریتانیا و روسیه در ایران؛
2- تعقیب سیاست اتّحاد و پیوستگی با دول نیرومند اروپایی؛
3- اتّخاذ سیاست « قدرت سوّم»؛
درباره ی اصل نخست (تعادل) باید گفت که در ایران این اصل میان دو قطب امپریالیستی روس و انگلیس،در سر تاسر قرن نوزدهم میلادی اعمال می شد. هنگامی که حکومت تحت فشار امتیازی را به یکی از دو رقیب نیرومند می داد، برای برقراری توازن مجبور بود امتیاز مشابهی نیز به قدرت دیگر بدهد. بنابراین سیاست تعادل در عمل جنبه ی منفی به خود گرفت و به ضرر منافع و مصالح کشور و تنها به نفع نخبگان حاکم تمام می شد27
سیاست اتّحاد نیز در شرایطی اتّخاذ شد که ایران نزدیک به سی سال با دشمن نیرومندی چون روسیه تزاری درگیر کشمکش و جنگ بود . حاکمیت نظام استبداری،فقدان مشروعیت،عدم محبوبیت و پایگاه مردمی زمامداران،عامل عمده ای بود که موجب شد در شرایط بحرانی پناهگاه خود را در نزد بیگانگان جستجوکنند و برای حفظ تاج و تخت،چنین سیاستی را در پیش گیرند.
سیاست« قدرت سوم» از سال 1229 ش /1850 م به عنوان خط مشی جدیدی در ایران اتّخاذ شد. ایران به امید شروع به جستجوی یک هم پیمان نیرومند در میان دول غیر هم جوار کرد که در نتیجه ی ورود قدرت سومی به عرصه ی رقابتِ روس و انگلیس در ایران،از میزان فشارهای این کشورها کاسته شود.28 این سیاست با موفقیت همراه نبود،زیرا هیچ قدرتی مایل به ورود به مسابقه -ی خطرناک و پیچیده ی انگلیس و روسیه در ایران نبود.29 با وجوداین،ایران سرسختانه از ایده ی توسّل به قدرت سوّم جانبداری می کرد. به عنوان نمونه،می توان به مکاتبات ناصرالدین شاه قاجار (1268 ش/ 1889 م) با رییس جمهور وقت آمریکا - «کلیولند» - اشاره کرد. هم چنین مکاتبات وی با «بیسمارک» صدر اعظم آلمان، دعوت از اتریش جهت اتّحاد سیاسی با ایران، استخدام مستشاران بلژیکی و افسران سوئدی، دعوت از شرکتهای آلمانی و هلندی برای احداث راه آهن در راستای این سیاست صورت گرفت.30 انعقاد عهدنامه وین 1230 ش / 1851 م در زمان صدارت امیرکبیر نیز در چارچوب این اصل صورت پذیرفت.

پی نوشت ها:

1 . صدراعظمهاي سلسل? قاجاريه، پرويز افشار ، ص 7.
2 . اطلاعات سياسي 0 اقتصادي ، ايرج وامقي، مقال? «امين السلطان و موازن? مثبت» ، شماره 68-67 ، ص 57.
3 . تاريخ تحولات سياسي و روابط خارجي ايران، مدني، ص 15.
4 . تاريخ معاصر ايران، پيتر اَوري، ترجم? محمد رفيعي مهرآبادي، ج 1 ، ص 5.
5 . پژوهشي در تاريخ ديپلماسي ايران، محمد علي مهميد، ص 126.
6 . پژوهشي در تاريخ ديپلماسي ايران، محمدعلي مهميد ، ص 126.
7 . همان، ص 128.
8 . روابط ايران با دول خارجي در دوران قاجاريه ، نائبيان ، ص 116.
9 . همان، ص 169.
10 . پژوهشي در تاريخ ديپلماسي ايران، مهميد، ص 163.
11 . روابط ايران با دول خارجي در دوران قاجاريه، نائبيان ، ص 272.
12 . پژوهشي در تاريخ ديپلماسي ايران، مهميد ، ص128.
13 . Finkenstein (1807 م/1185 شمسی)
14 . Tilsitم / شمسي ) .1807)
15 . پژوهشي در تاريخ ديپلماسي ايران، ص 132.
16 . تاريخ روابط خارجي ايران، مهدوي، ص 216.
17 . سياست اروپا در ايران، محمود افشار يزدي، ص 44.
18 .تاریخ معاصر ایران ،آوری ،ج1،ص58.
19 . تاريخ کامل ايران ، رازي ، ص 496.
20 . سياست اروپا در ايران، محمود افشار يزدي، ص 70.
21 . تحليل تاريخي سياست خارجي ايران از آغاز تا امروز، حافظ فرمانفرمائيان، ترجم? اسماعيل شاکري، ص 34 ، 1352.
22 . روابط ايران به دول خارجي در دوران قاجاريه، نائبيان، ص 293.
23 . همان، ص 263.
24 . روابط ايران با دول خارجي در دوران قاجاريه، نائبيان، ص 264.
25 . به موجب قرارداد 1921 دولت شوروي سابق از کلي? حقوق و امتيازاتي که در دوران تزارها به زور از ايران گرفته شده بود صرف نظر کرد و متعهد شد به سياست تجاوزکارانه و ظالمانه خاتمه دهد تا ايران بتواند به سرنوشت خود مسلّط گردد. هم چنين، شوروي سابق کليه قروض ايران (يازده ميليون لير? انگليسي) را بخشيد، امتياز خطوط آهن و راههاي شوسه و تأسيسات بندري و گمرک هاي شمال را به ايران واگذار و از حق قضاوت کنسولي (کاپيتولاسيون) صرفنظر کرد. بانک استقراضي و خطوط تلگرافي و جزير? آشوراده و ساير جزيره هاي مجاور استرآباد به ايران مسترد شد و ايران در درياي خزر حق بجر پيمايي آزاد پيدا کرد. در مقابل ايران نيز تعهداتي را در مقابل رژين جديدالتأسيس شوروي بر عهده گرفت؛ ر.ک همان ، ص 290 و «سياست خارجي ايران در دوران پهلوي » (1357-1300) عبدالرضا هوشنگ مهدوي، ص 10 ، تهران، نشر البرز ، چاپ اول ، 1373.
26 . در ميان تعدادي از نويسندگان تاريخ ديپلماسي ايران، مي توان به حافظ فرمانفرمائيان اشاره کرد که در سياست خارجي قاجار به اصول سه گانه مذکور در بالا معتقد مي باشد.
27 . روابط ايران با دول خارجي در دوران قاجاريه، جليل نائبيان ، ص 493-292.
28 . همان، ص 297.
29 . تحليل تاريخي سياست خارجي ايران از آغاز تا امروز، فرمانفرمائيان ، ص 38.
30 . همان، ص 43 و 42.

مطالعه ی سیاست خارجی ایران در دوره ی قاجاریه از چند جنبه حایز اهمیت است: نخست این که تاریخ دیپلماسی و سیاست خارجی ایران به مفهوم واقعی آن،از زمان ظهور این سلسله آغازمی - شود.گرچه قبل از انتقال قدرت به قاجاریه،تبادل سُفرا ،نمایندگان و هیأت های سیاسی بین دربار ایران و سایر دولت های جهان به ویژه دولت های اروپایی صورت می گرفت،اما از اوایل سلطنت قاجاریه بود که هم اهمیت استراتژیکی ایران برای دولت های اروپایی شناخته شد و هم به طور جدّی این کشور وارد عرصه ی سیاست بین الملل گردید.1
هم چنین،با ظهور سلسله ی قاجاریه، عصر تازه ای در تاریخ کشورمان آغاز شد و ایران به دوران پرفراز و نشیب تاریخ خود گام نهاد.عمل کرد زمامداران این سلسله در بُعد سیاست خارجی بیش از هر دوره ی دیگر در سرنوشت این کشور تأثیر نهاد. اتّخاذ سیاست خارجی نسنجیده و غلط سبب انعقاد معاهدات زیانبار،اعطای امتیازات گوناگون به بیگانگان،اقدامات بی حاصل و تجزیه بخش هایی از مناطق زرخیز از پیکره ی این سرزمین گردید که قسمتی از نتایج مصیبت بار حاکمیت این سلسله بر ایران بود. در مدت نزدیک به 150 سال حکومت،هنگامی که قاجارها از صحنه ی قدرت و حکومت کنار زده شدند،تنها نیمی از ایرانی را که از سلسله ی زندیه به زور گرفته بودند،به جا نهادند. 2

سیاست خارجی ایران و بازیگران نظام بین الملل

بررسی سیاست خارجی ایران در دوره ی معاصر با انتقال قدرت از سلسله ی زند به قاجار (1210 -قمری / 1174 شمسی) آغاز می شود. دوره ی زمامداری آقامحمّدخان نخستین شاه و مؤسس این سلسله که بیش از دو سال (تا سال 1211 قمری / 1175 شمسی) دوام نیافت،درشرایطی سپری شد که اوضاع داخلی کشور متشنّج و مرزها دستخوش ناآرامی بود. 3
این تحولات که که بیش از هر عاملی از طبیعت دوران انتقال و دست به دست شدن قدرت ناشی می شد،سبب گردید تا اقدامات آقامحمدخان در عرصه ی سیاست خارجی در یک رشضته لشکرکشی ها و اقدامات نظامی جهت سرکوبی مدّعیان سلطنت و تثبیت مرزهای شرقی و شمالی خلاصه شود.4 بنابراین در دوره ی زمامداری وی تحوّل مثبت و چشمگیری در عرصه ی دیپلماسی و سیاست خارجی ایران گشوده شد.
تمرکز قدرت تصمیم گیری و اجرایی کشور در دست شخص شاه و صدر اعظمش- که از طبیعت نظام استبدادی نشأت یافته و عموماًٍ از ویژگی های نظام سلطنتی ایران بود . مجالی برای مشارکت مردم در عرصه ی سیاست خارجی باقی نمی گذاشت . به علاوه،غفلت و ناآگاهی زمامداران از اهدافِ جهت گیری ها ،منافع و استراتژیهای دول استعمارگر اروپایی در منطقه،جهل هیأت حاکمه نسبت به مصالح عالی و منافع کشور (که وجه مشترک تمامی شاهان این سلسله می باشد) سبب تشدید رقابت کشورهای نیرومندی چون روسیه،بریتانیا و فرانسه در تحمیل معاهدات استعماری و کسب امتیازات متعدد سیاسی و اقتصادی از ایران گردید.
این جریان از اوایل حاکمیت فتحعلی شاه (1212 قمری / 176 شمسی) تا انقراض سلسله ی قاجار ادامه یافت و دولت های یاد شده در تلاش بودند تا درتعیین خطوط و جهت گیری سیاست خارجی ایران اعمال نفوذ کرده و از به وجود آمدن و پا گرفتن یک سیاست خارجی مستقل ، مدّرن و حساب شده جلوگیری کنند. دامنه و عمق این گونه مداخلات تا حدّی بود که امروزه ارایه ی تصویری نسبتاً روشن از پیشینه ی عمل کرد سیاست خارجی ایران بدون در نظر گرفتن عوامل خارجی،بویژه روس،انگلیس و فرانسه غیر ممکن به نظر می رسد . بنابراین ناگزیر هستیم سیاست خارجی ایران را در چارچوب رقابت های بازیگران مذکور مورد بحث و بررسی قرار دهیم.

انگلستان

اقتدار جهانی انگلستان از دیرباز مدیون سرزمین های مستعمره از جمله هندوستان بود که به منزله -ی شاهرگ حیاتی این کشور محسوب می شد؛ به طوری که از دست رفتن آن به معنی سقوط اقتدار جهانی و از پا درآمدن این کشور در جریان رقابت های استعماری بود. بنابراین دست کم از سال 1176 ش / و 1797 م محور اصلی فعالیت های دیپلماتیک انگلستان در منطقه ی آسیا حفاظت از مرزهای هندوستان از چنگ اندازی های رقبای نیرومندی نظیر فرانسه و روسیه ی تزاری بود.همان گونه که پیشتر اشاره شد،مجاورت ایران با هندوستان سبب قرار گرفتن این کشور در مدار دیپلماسی پیچیده ی دولت های نیرنگ باز و استعمارگری چون انگلستان بود. 5
تجاوزهای پی در پی روسها در شمال ایران – برای رسیدن به آب های گرم – حکم اهرم فشاری را داشت که زمامداران قاجار را به جستجوی یک دولت نیرومند وادار می کرد تا آنان را در مقابل دشمن دیرینه مورد حمایت قرار دهد. همان گونه که دولت های انگلیس و فرانسه در راستای منافع خود در صدد جلب اتّحاد و دوستی ایران بودند،تجاوز روسها نیز موجب می شد تا ایران در سیاست خارجی خود تن به چنین استراتژی غلط و بدفرجامی بدهد. با این ملاحظات،از سال 1176 ش/1797م استراتژی اتّحاد و تعهّد با دولت های نیرومند بخصوص انگلستان در دستور کار سیاست خارجی ایران قرار گرفت. 6
ایران در نگاه بریتانیا به منزله ی اولین خط دفاعی و سرزمین حایل میان هندوستان و دولت های رقیب بود.7 بنابراین،بریتانیا با به کارگیری دیپلمات های حرفه ای و با استفاده از ابزارهای تطمیع و تهدید ایران را به دام کشیده و معاهداتی را منعقد کرد که در آن ها فقط منافع انگلستان لحاظ شده بود.8 دربار قاجار در روابط خود با بریتانیا و اتّخاذ سیاست اتّحاد و تعهّد نه تنها کوچکترین امتیازی به دست نیاورد،بلکه نزدیک به یک قرن و نیم،در بحرانی ترین شرایط در مقابل ضربات ارتش مدرن روسیه تنها ماند و در زد و بندهای سیاسی میان انگلیسی ها و رقبای اروپایی آن در آسیا،بارها وجه المصالحه قرار گرفت. هم چنین در نتیجه ی دسیسه های پنهانی انگلیسی ها، زیانبارترین معاهدات،نظیر گلستان (1192/ش 1813م) ،ترکمانچای (1207ش/1828م) و غیره به ایران تحمیل شد و علاوه بر آن،بریتانیا در تجزیه و جدایی بخش های مهمّی نظیر هرات در سال 1236ش/1857م ،ایالت بلوچستان در سال 1250 ش/1871 م،بحرین در سال 1349 هـ.ش و نیز جدایی سرزمین های ماورای ارس از پیکره ی ایران نقش فعّالی داشت. 9
پس از شکست نهایی ناپلئون و رفع خطر از مرزهای هندوستان و برقراری اتّحاد میان انگلیس و روسیه، ایران از کانون توجّهات دیپلمات های بریتانیا حذف گردید.10 با آغاز زمامداری ناصرالدین شاه (سال 1226 شمسی) دستگاه دیپلماسی انگلستان گذشته از کوشش هایی که برای اعمال سلطه ی سیاسی،نظامی و قضایی بر ایران و اخلال و اعمال نفوذ در تعیین خطوط سیاست خارجی ایران به عمل می آورد،در پی تحصیل یک سری اهداف اقتصادی،نظیر فراهم آوردن تسهیلات لازم برای فعالیت بازرگانی انگلیسی و رهایی از سیاست های محدود کننده ی گمرکی و کسب امتیازات اقتصادی از دیگر محورهای تکاپوی سیاست خارجی بریتانیا در ایران بود. در مجامع بین المللی نیز مواضع انگلستان در قبال ایران خصمانه بود. به عنوان مثال، مخالفت این کشور با حضور وزیر خارجه وهیأت نمایندگانی ایران در کنفرانس صلح پاریس – پس از پایان جنگ جهانی اوّل – مانع از مطرح شدن دعاوی ایران نظیر استرداد اراضی از دست رفته و جبران خسارت ناشی از نقض بیطرفی ایران در جریان جنگ اوّل شد. 11

فرانسه

تصرف مستعمرات انگلستان از جمله هندوستان در زمان ناپلئون بناپارت از اولویت های اهداف سیاست خارجی فرانسه در منطقه ی آسیا بود. اتّخاذ چنین سیاستی موجب گردید تا فرانسویان جهت گیری اتّحاد و نزدیکی به ایران را به عنوان یکی از راههای دستیابی به هندوستان در صدر برنامه های دیپلماتیک خود قرار دهند. و این کشور را به یک جبهه ی سوق الجیشی برای تعرّض به هندوستان تبدیل کنند.12 برقراری اتّحاد سه جانبه میان ایران،فرانسه و عثمانی علیه روسیه به منظور جلوگیری از دسترسی روسها به هندوستان بُعد دیگری از دیپلماسی فرانسویان در منطقه ی آسیا بود.
فرانسویان در روابط خود با ایران وانمود می کردند که درصدد حمایت از ایران در مقابل تهاجم ارتش روس هستند به همین جهت ژنرال گاردان به همراه هیأتی وارد ایران شد تا در راستای تعّهدات فرانسه مبنی بر تأمین سلاح های جدید وبهبودی در سازمان ارتش اقداماتی را به عمل آورد. ایران نیز به سبب فشارهای نظامی روسیه تزاری،از انعقاد عهدنامه ی «فین کنشتاین»13 به عنوان جایگزین اتّحاد با انگلستان استقبال کرد. انعقاد عهدنامه «تیلیست» 14 میان فرانسه و روسیه به خوبی ثابت کرد که علی رغم تظاهر ناپلئون به حمایت از ایران،جهت گیری این کشور نسبت به ایران تنها در پی تحصیل منافع استعماری خود است و در شرایط بحرانی متّحد خود را وجه -المصالحه با روسها قرار می دهد.15 روابط ایران با فرانسه پس از انعقاد عهدنامه ی تیلیست و خروج هیأت نمایندگی ژنرال گاردان از ایران (1188 ش / 1809 م) به سردی گرایید. 16

روسیه تزاری

سابقه ی روابط خارجی ایران و روسیه تزاری از اواخر سلطنت نادرشاه تا وقوع انقلاب بلشویکی 1296 ش / 1917 م از چشم انداز مطلوبی برخوردار نیست.17 جهت گیری سیاست خارجی ایران در طول حاکمیت قاجار بیش از هر عاملی از سیاست خصمانه و توسعه طلبیهای روسها نسبت به ایران تأثیر پذیرفته بود. این مسأله در سمت گیری سیاست خارجی ایران نسبت به بریتانیا و فرانسه – سیاست اتحاد و تعهّد – نمود عینی یافت.
شالوده ی سیاست خارجی روسیه نسبت به ایران در دوره ی زمامداری پترکبیر ریخته شد که بر اساس آن به زمامداران بعدی توصیه شده بود با جنگ های پی در پی،ایران را به ضعف و نابودی کشانده وبا عبور از خاک ایران،خود را به خلیج فارس ودرنهایت به هندوستان برسانند.18 بنابراین،شدیدترین و زیانبارترین جنگ های روسیه ی تزاری در پی تعقیب سیاست الحاق شمال ایران به روسیه،به عنوان بخشی از سیاست توسعه طلبانه ی ارضی روسها در آسیا، در نیمه ی اوّل قرن نوزده میلادی به ایران تحمیل شد. این جنگها که در دو مرحله اتّفاق افتاد و نزدیک به سی سال طول کشید،نشان داد که روسها در سیاست خارجی خودشان بیش از هر ابزاری متکی به جنگ و اقدامات نظامی هستند.
انعقاد معاهده ی ترکمانچای برگی از تاریخ دیپلماسی ایران است که نمی توان آثار آن را بر سیاست خارجی ایران در تاریخ معاصر نادیده گرفت . زیرا به دنبال آن،روند تازه ای در مداخلات بازیگران استعمارگر اروپایی در امور ایران شروع شد و نیز سرآغاز یک دوره ی طولانی تزلزل استقلال سیاسی،اقتصادی و قضایی در ایران بود.19 این عهدنامه انحطاط سیاسی ایران را به ارمغان آورد و نزدیک به یک قرن بر دیپلماسی ایران سایه افکند. 20
ایران پس از تحمّل شکست های پی در پی و ضربات فرانسه و انگلیس ،رویّه های مبتنی بر دیپلماسی جنگ و گریز را – که از ابتدای قرن نوزدهم در پیش گرفته بود – رها کرد و قرارداد گلستان نقطه ی پایانی به استراتژی اتّحاد و پیوستگی ایران با دولت های نیرومند اروپایی نظیر فرانسه و انگلیس و نقطه ی آغاز سیاست جدیدی موسوم به سیاست «قدرت ثالث» بود.21 این سیاست که متضمن ورود قدرت سوّمی در کشاکش رقابت های استعماری روس و انگلیس در ایران بود،بیشتر به خاطر حفظ تاج و تخت و بقای زمامداری قاجار اتّخاذ شد تا حفظ مصالح و منافع عالی کشور.22
شکست روسیه از ژاپن در 1824 ش/1905م،جنگ جهانی اول و انقلاب اکتبر 1917 بلشویکی سبب از کار افتادن ماشین جنگی روسیه و فرصت تنفسی برای ایران شد.23 رژیم دید شوروی(سابق) در سال 1297 ش / چهاردهم ژانویه 1918 م بخشی از قراردادهای ظالمانه ای را که بر ایران تحمیل شده بود،به طور یک جانبه ملغی اعلام کرد24و انعقاد قراداد 1300 شمسی / 1921 م میان ایران و شوروی سابق دوره ی تازه ای را در تاریخ روابط دو کشور گشود. 25

خطوط کلّی حاکم بر سیاست خارجی ایران در دوره ی قاجاریه

سیاست خارجی ایران در عصر قاجار بحرانی ترین مراحل تاریخی خود را تجربه کرد پیچیدگی نظام بین الملل،انحصار در تقسیم قدرت و رقابت بین دو بازیگر نیرومند و کهنه کاری نظیر روسیه و بریتانیا در شمال و جنوب ایران، شرایط بغرنج و دشواری را برای دیپلماسی ایران فراهم کرده بود. .ضع سیاست خارجی ایران در این دوره شباهت بیشتری به فندق در دهانه ی گازانبر را داشت که پیوسته از دو جناح متضاد و مخالف تحت فشار بود.
با وجود این که سیاست خارجی ایران به جز دوره ی کوتاه صدارت امیرکبیر در عصر قاجار استحکان چندانی نداشت و بر اصول ثابت و از پیش تعیین شده ای استوار نبود،امّا دقّت در رخدادها و توجه در جهت گیری های دیپلماسی ایران،این نتیجه را به دست می دهد که ایران در فرایند جهت گیری های تضاد و تفاهم دو دولت نیرومند هم چون روسیه و انگلیس و نیز تحت تأثیر شرایط و مقتضیات بین المللی و اوضاع داخلی،از یک سری خطوط کلی در سیاست خارجی خود پیروی می کرد که در عمل به منزله ی خط مشی سیاست خارجی ایران در قرن نوزدهم میلادی محسوب می شد.گرچه برخی از این خطوط در دوران زمامداری بعضی از شاهان با صدر اعظمهای قاجار کمرنگ می شد امّا در نظر عده ای از مورخین تاریخ دیپلماسی ایران،به عنوان اصول سیاست خارجی ایران در دوره ی قاجار شناخته شده اند.26 این خطوط عبارتند از :
1- متعادل ساختن رقابت بریتانیا و روسیه در ایران؛
2- تعقیب سیاست اتّحاد و پیوستگی با دول نیرومند اروپایی؛
3- اتّخاذ سیاست « قدرت سوّم»؛
درباره ی اصل نخست (تعادل) باید گفت که در ایران این اصل میان دو قطب امپریالیستی روس و انگلیس،در سر تاسر قرن نوزدهم میلادی اعمال می شد. هنگامی که حکومت تحت فشار امتیازی را به یکی از دو رقیب نیرومند می داد، برای برقراری توازن مجبور بود امتیاز مشابهی نیز به قدرت دیگر بدهد. بنابراین سیاست تعادل در عمل جنبه ی منفی به خود گرفت و به ضرر منافع و مصالح کشور و تنها به نفع نخبگان حاکم تمام می شد27
سیاست اتّحاد نیز در شرایطی اتّخاذ شد که ایران نزدیک به سی سال با دشمن نیرومندی چون روسیه تزاری درگیر کشمکش و جنگ بود . حاکمیت نظام استبداری،فقدان مشروعیت،عدم محبوبیت و پایگاه مردمی زمامداران،عامل عمده ای بود که موجب شد در شرایط بحرانی پناهگاه خود را در نزد بیگانگان جستجوکنند و برای حفظ تاج و تخت،چنین سیاستی را در پیش گیرند.
سیاست« قدرت سوم» از سال 1229 ش /1850 م به عنوان خط مشی جدیدی در ایران اتّخاذ شد. ایران به امید شروع به جستجوی یک هم پیمان نیرومند در میان دول غیر هم جوار کرد که در نتیجه ی ورود قدرت سومی به عرصه ی رقابتِ روس و انگلیس در ایران،از میزان فشارهای این کشورها کاسته شود.28 این سیاست با موفقیت همراه نبود،زیرا هیچ قدرتی مایل به ورود به مسابقه -ی خطرناک و پیچیده ی انگلیس و روسیه در ایران نبود.29 با وجوداین،ایران سرسختانه از ایده ی توسّل به قدرت سوّم جانبداری می کرد. به عنوان نمونه،می توان به مکاتبات ناصرالدین شاه قاجار (1268 ش/ 1889 م) با رییس جمهور وقت آمریکا - «کلیولند» - اشاره کرد. هم چنین مکاتبات وی با «بیسمارک» صدر اعظم آلمان، دعوت از اتریش جهت اتّحاد سیاسی با ایران، استخدام مستشاران بلژیکی و افسران سوئدی، دعوت از شرکتهای آلمانی و هلندی برای احداث راه آهن در راستای این سیاست صورت گرفت.30 انعقاد عهدنامه وین 1230 ش / 1851 م در زمان صدارت امیرکبیر نیز در چارچوب این اصل صورت پذیرفت.

پی نوشت ها:

1 . صدراعظمهاي سلسل? قاجاريه، پرويز افشار ، ص 7.
2 . اطلاعات سياسي 0 اقتصادي ، ايرج وامقي، مقال? «امين السلطان و موازن? مثبت» ، شماره 68-67 ، ص 57.
3 . تاريخ تحولات سياسي و روابط خارجي ايران، مدني، ص 15.
4 . تاريخ معاصر ايران، پيتر اَوري، ترجم? محمد رفيعي مهرآبادي، ج 1 ، ص 5.
5 . پژوهشي در تاريخ ديپلماسي ايران، محمد علي مهميد، ص 126.
6 . پژوهشي در تاريخ ديپلماسي ايران، محمدعلي مهميد ، ص 126.
7 . همان، ص 128.
8 . روابط ايران با دول خارجي در دوران قاجاريه ، نائبيان ، ص 116.
9 . همان، ص 169.
10 . پژوهشي در تاريخ ديپلماسي ايران، مهميد، ص 163.
11 . روابط ايران با دول خارجي در دوران قاجاريه، نائبيان ، ص 272.
12 . پژوهشي در تاريخ ديپلماسي ايران، مهميد ، ص128.
13 . Finkenstein (1807 م/1185 شمسی)
14 . Tilsitم / شمسي ) .1807)
15 . پژوهشي در تاريخ ديپلماسي ايران، ص 132.
16 . تاريخ روابط خارجي ايران، مهدوي، ص 216.
17 . سياست اروپا در ايران، محمود افشار يزدي، ص 44.
18 .تاریخ معاصر ایران ،آوری ،ج1،ص58.
19 . تاريخ کامل ايران ، رازي ، ص 496.
20 . سياست اروپا در ايران، محمود افشار يزدي، ص 70.
21 . تحليل تاريخي سياست خارجي ايران از آغاز تا امروز، حافظ فرمانفرمائيان، ترجم? اسماعيل شاکري، ص 34 ، 1352.
22 . روابط ايران به دول خارجي در دوران قاجاريه، نائبيان، ص 293.
23 . همان، ص 263.
24 . روابط ايران با دول خارجي در دوران قاجاريه، نائبيان، ص 264.
25 . به موجب قرارداد 1921 دولت شوروي سابق از کلي? حقوق و امتيازاتي که در دوران تزارها به زور از ايران گرفته شده بود صرف نظر کرد و متعهد شد به سياست تجاوزکارانه و ظالمانه خاتمه دهد تا ايران بتواند به سرنوشت خود مسلّط گردد. هم چنين، شوروي سابق کليه قروض ايران (يازده ميليون لير? انگليسي) را بخشيد، امتياز خطوط آهن و راههاي شوسه و تأسيسات بندري و گمرک هاي شمال را به ايران واگذار و از حق قضاوت کنسولي (کاپيتولاسيون) صرفنظر کرد. بانک استقراضي و خطوط تلگرافي و جزير? آشوراده و ساير جزيره هاي مجاور استرآباد به ايران مسترد شد و ايران در درياي خزر حق بجر پيمايي آزاد پيدا کرد. در مقابل ايران نيز تعهداتي را در مقابل رژين جديدالتأسيس شوروي بر عهده گرفت؛ ر.ک همان ، ص 290 و «سياست خارجي ايران در دوران پهلوي » (1357-1300) عبدالرضا هوشنگ مهدوي، ص 10 ، تهران، نشر البرز ، چاپ اول ، 1373.
26 . در ميان تعدادي از نويسندگان تاريخ ديپلماسي ايران، مي توان به حافظ فرمانفرمائيان اشاره کرد که در سياست خارجي قاجار به اصول سه گانه مذکور در بالا معتقد مي باشد.
27 . روابط ايران با دول خارجي در دوران قاجاريه، جليل نائبيان ، ص 493-292.
28 . همان، ص 297.
29 . تحليل تاريخي سياست خارجي ايران از آغاز تا امروز، فرمانفرمائيان ، ص 38.
30 . همان، ص 43 و 42.

قرارداد گمرکی ایران و روسیه در سال 1319 ق/ 1901 م به دنبال اخذ وام های پیاپی از روسیه تزاری توسط مظفرالدین شاه منعقد شد؛ بدین صورت که روس ها یکی از شرایط پرداخت قرضه دوم خود به ایران را عقد قرارداد گمرکی جدیدی بین دو کشور عنوان کردند. این قرارداد که در راستای سیاست سلطه جویانه استعمار اقتصادی روسیه تنظیم شد، سرنوشت اقتصادی ایران را به طور چشم گیری به آن دولت سپرد. به نظر می رسد هدف اصلی روس ها از این امتیاز نیز به مانند سایر امتیازات اقتصادی که در دوره قاجار از ایران کسب نمودند مقاصد سیاسی بود، زیرا با از بین بردن استقلال اقتصادی ایران توانستند هر چه بیشتر وابسته به خود سازند، در این مقاله، این موضوع بررسی شده است.


کلید واژه ها: قرارداد گمرکی، ایران، روسیه تزاری، قاجار و استعمار.

مقدمه

روسیه تزاری در اوایل قرن نوزدهم در پی غلبه نظامی بر ایران با تحمیل معاهده ی گلستان و سپس ترکمانچای برای اولین بار استقلال گمرکی ایران را از بین برد و ایران را مجبور کرد تا شرایط پیشنهادی آنها را در امور گمرکات و سایر امور تجاری بین دو کشور بپذیرد. در اوایل قرن بیستم نیز با افزایش نفوذ اقتصادی روس ها در ایران، این کشور به فکر انعقاد قرارداد گمرکی جدیدی با ایران افتاد با این تفاوت که اگر چه روس ها در معاهدات قبلی تعهدات متقابلی را در امور گمرکی و تجاری پذیرفته بودند، اما قرارداد جدیدی را طوری تنظیم کردند تا هر چه بیشتر سلطه ی اقتصادی خود را بر ایران افزایش داده و ایران را از این نظر کاملا وابسته و مطیع خود سازند و بدین وسیله اهداف سیاسی خود را راحت تر پیگیری کنند.

روند انعقاد قرارداد گمرکی

گمرکات ایران از زمان صفویه تا سال 1317ق/ 1899م به صورت مقاطعه اداره می شد و هیچ گاه قواعد و مقررات ثابت و معینی برای دریافت حقوق گمرکی وجود نداشت، بلکه معمولا شخص مقاطعه کار آنطور که می خواست عمل می کرد (1) امین الدوله در دوران صدارت کوتاهش تصمیم گرفت برای سر و سامان دادن به امور گمرکی چند نفر متخصص از اروپا استخدام کند. به همین منظور، سه نفر بلژیکی را به عنوان اینکه از یک کشور بی طرف هستند استخدام کرد. این سه نفر بعد از برکناری امین الدوله به ایران رسیدند و روسها آنها را نیز «مثل امین السلطان نوکر مخصوص خودشان کردند».(2) با رسیدن بلژیکی ها به ایران در سال 1317ق/ 1899م اصول اجاره در دو ولایت کرمانشاه و آذربایجان منسوخ گردید؛ اداره ی آنها به بلژیکی سپرده شد و مستقیما زیر نظر دولت قرار گرفت.
چون نتیجه کار، مساعده و خوب بود، سال بعد اصول اجاره گمرک در تمام ایران منسوخ و اداره گمرکات به نوز(3) بلژیکی واگذار شد. عایدات گمرکی در همان سال 60 درصد افزایش یافت.(4) نوز هم که ابتدا رئیس گمرکات تهران بود، چند ماه بعد به ریاست کل گمرکات ایران منصوب شد و پس از مدتی هم وزیر کل گمرکات ایران گردید.(5)
با تلاش نوز مقدمات قرارداد گمرکی جدیدی بین ایران و روسیه فراهم شد تا اینکه روسها یکی از شرایط پرداخت قرضه دوم به ایران را در سال 1319ق/1901 م عقد پیمان جدید بازرگانی عنوان کردند.(6) قرارداد گمرکی ایران و روس در سال 1319ق/1901 م در تهران امضا شد و سال بعد، یعنی زمانی که مظفرالدین شاه در روسیه بود، تصدیق(7) و در سال 1321ق/ 1903 م به اجرا گذاشته شد.(8)
عبدالله مستوفی در مورد عملکرد نوز در گمرکات و همچنین نقش او در قرارداد گمرکی بین ایران و روس و انگلیس می نویسد:
آمار گمرکی به او فهماند که می تواند در این کار خود دل بایع و مشتری، هر دو را به دست آورد؛ یعنی هم بر درآمد عمومی گمرک ایران بیفزاید و هم تجارت دولتین روس و انگلیس را در این کشور پیشرفت و آنها را حامی خود قرار دهد و میخ استقلال آینده خود را قرص کند. پس از قدری مذاکره با دولت ایران و سفارتین و تهیه زمینه مناسب برای این قصد، از طرف دولت ایران مأمور بستن قرارداد گمرکی با دولتین شد و تعرفه جدید، جانشین فصل گمرکی عهد نامه ترکمانچای گشت.(9)
در ارتباط با نقش عوامل داخلی در انعقاد این قرارداد می توان به امین السلطان، صدر اعظم مظفرالدین شاه اشاره کرد. امین السلطان که بیشترین امتیازات توسط او به بیگانگان واگذار شد، فردی منفعت طلب و خودخواه بود که به منظور حفظ مقام و موقعیت خود و غلبه بر رقبای سیاسی اش می کوشید تا به هر نحو ممکن موجبات رضایت دربار قاجار و دولتین روس و انگلیس را فراهم سازد. در یکی از منابع درباره او آمده است:
این مرد، یگانه آرزو و خواسته اش این بود که به سرکار باشد و به مردم سروری فروشد و دستش به گرفتن و دادن باز باشد، و همه هوش و زیرکی خود را در این راه به کار می برد و برای نگهداری خود در سر کار، گردن به خواهش های بیگانگان می گذاشت.(10)
حاج سیاح در خاطرات خود درباره امین السلطان می نویسد زمانی یکی از علما به او گفت:« میرزا علی اصغر خان! ایرانیان را خیلی ارزان فروختی، من حساب کرده ام هر فرد ایرانی بدولت خارجه بپانزده قران فروخته شده!» امین السلطان در جوابش گفته بود:« خیلی گران فروخته ام؛ ایرانیان نفری دو قران بیشتر نمی ارزند!»(11)
در واقع، امین السلطان بود که با اخذ وام های کلان و مکرر از روسها زمینه انعقاد قرارداد گمرکی ایران و روسیه را مهیا کرد. روسها یکی از شرایط پرداخت قرضه دوم خود به ایران را در سال 1319ق/1901 م عقد پیمان جدید بازرگانی عنوان نمودند. کسروی عنوان می کند که مذاکرات قرارداد گمرکی ایران و روس از زمان امین الدوله آغاز شده بود و یکی از علل بر افتادن امین الدوله از صدارت نیز مخالفت با این قرارداد بوده است.
وی در ادامه می افزاید:
همسایه شمالی از سست نهادی شاه، و از ناپاکی امین السلطان و ناآگاهی توده، فرصت یافته، خواست خود را با دست بلژیکیان و دیگران پیش می برده.(12)
بدین ترتیب می توان گفت که امین السلطان در آخرین ماههای صدارتش در دوره مظفرالدین شاه ضربه جبران ناپذیر دیگری بر پیکره اقتصادی و سیاسی جامعه ایران وارد آورد.
قرارداد گمرکی ایران و روس با تلاش های آرگیرو پولو(13) وزیر مختار روس در تهران و زمینه سازی های نوز بلژیکی وزیر گمرکات ایران، در زمان صدارت امین السلطان در سال 1319ق/1901 م بین دو کشور منعقد شد. این قرارداد، هفت ماده داشت که خلاصه مواد آن به شرح ذیل است:
1- تعیین میزان دریافت حقوق گمرکی از مال التجاره اتباع روس و ایران و حذف شدن تعرفه های پیش بینی شده در معاهده ترکمانچای؛
2- تعلق گرفتن حقوق گمرکی به مال التجاره خارج شده از روسیه در موقع ورود به ایران و تغییر آن از صدی پنج به صدی یک و نیم درصد؛
3- موقوف و متروک شدن حقوق صادره صدی پنج در خروج مال التجاره و متعه در ایران به استثنای موارد خاص؛
4- تعهد دولت ایران برای جلوگیری از دریافت حقوق راه داری به منظور حفظ و نگهداری راه ها؛
5- تأسیس گمرک خانه در بخش های مهم راه های ارتباطی برای دریافت حقوق مساوی از مال التجاره ها و همچنین محافظت از کالاهای تجار؛
6- دریافت حقوق کالای ورودی به روس به پول معمول آن کشور؛
7- تعهد دولت ایران برای اجرای کامل مفاد قرارداد در تمام نقاط سرحدی ایران.(14)
در فصل پنجم این قرارداد عنوان شده بود که اداره گمرک باید یک «نظام نامه عمومی با رضایت سفارت روس» تهیه کند. از آنجا که مدتی بعد انگلستان چنین قراردادی را با ایران امضا کرد، این نظام نامه با رضایت دولتین روس و انگلیس نوشته شد. مواد این نظام نامه همچنان که در فصل پنجم قرارداد گمرکی هم ذکر شده بود فقط در راستای منافع دولتین و جلب رضایت آنها بود و توجهی به منافع و حیثیت دولت ایران نشده بود.

تحلیل و بررسی پیامدهای قرارداد گمرکی ایران و روس

قرارداد گمرکی ایران و روسیه حلقه های سلطه همه جانبه روسیه را بر ایران تکمیل می کرد؛ روس ها که قبلا با تشکیل بریگاد قزاق و بانک استقراضی، نیروی اجرایی و سرمایه لازم را برای توسعه نفوذ خود در ایران فراهم کرده بودند، اکنون با این قرارداد نیز سلطه اقتصادی- سیاسی بر ایران پیدا می کردند. روسیه تزاری در همه امتیازاتی که از ایران می گرفت در پی اهداف سیاسی بود و رویای سلطه بر خلیج فارس را که از زمان پترکبیر شروع شده بود، در سر می پروراند.
روزنامه «بیرژویه و دموستی»(15)، چاپ سن پطرزبورگ در سال 1322ق/1904 م در برابر تلاش های نفوذ نوشت:« تقسیم ایران به دو منطقه نفوذ امکان ندارد، زیرا ایران و آب های ساحلی آن باید در حمایت مادی و معنوی روسیه باقی بماند».
یکی دیگر از روزنامه های روسی نیز نوشت: «بگذارید انگلستان بداند که ما هندوستان را نمی خواهیم، بلکه تنها خلیج فارس را می خواهیم».(16)
این سخنان به خوبی نمایانگر مقاصد روسها از اقدامات اقتصادی خود در ایران است.
بعد از اجرای قرارداد گمرکی 1321ق/ 1903 م تجارت روسیه با ایران روندی صعودی در پیش گرفت. این قرارداد طوری تنظیم شده بود که کاملا منافع روس ها را تامین می کرد و در اندک مدتی باعث شد که روسها بیش از نیمی از تجارت خراجی ایران را به خود اختصاص دهند. کالاهایی مانند چای، قند، شکر، نفت سفید و منسوجات پنبه ای با عوارض ناچیز و در برخی گمرکی کالاهایی که عمدتا به روسیه صادر می شد، نظیر پنبه و برنج، یا کاهش یافت و یا حذف شد.(17) تسهیلاتی که برای کالاهای روسی در نظر گرفته شد موجب رونق کالاهای این کشور در ایران در برابر کالاهای وارداتی از دیگر کشورهای غربی شد.(18)
در بین کالاهایی که روسیه به ایران صادر می کرد قند مقام اول را داشت. در سال 1328ق/1910 م، 84 درصد از قند مصرفی ایران از روسیه وارد می شد که از لحاظ ارزش معادل 7/43 درصد از صادرات روسیه به ایران بود. منسوجات، دومین کالای صادراتی روسها به ایران بود که پس از انگلستان مقام اول را داشت. کالاهایی مانند چای، نفت و آهن نیز در رده های بعدی قرار داشت.(19)
نفت از جمله کالاهایی بود که تا قبل از سال 1330 ق/ 1912 م تماماً از روسیه وارد می شد، ولی با استخراج نفت از چاههای نفت ایران که از سال مزبور شروع شد، میزان واردات نفت از روسیه به سرعت تنزل پیدا کرد.(20) وضعیت کالاهای صادراتی ایران از این هم بدتر بود. پنبه که از اوایل قرن بیستم مهم ترین محصول صادراتی ایران بود و چیزی حدود یک پنجم از صادرات ایران را در بر می گرفت، تقریبا تمام آن به روسیه صادر و مقدار ناچیزی به هند و عثمانی فروخته می شد.
در سال 1325-1326ق/1908 م مجموع پنبه صادراتی ایران 45/088/202قران بود که 42/934/449 قران آن به روسیه صادر شده بود. میوه و خشکبار ایران نیز که دومین صادرات ایران بود، چهار پنجم آن به روسیه صادر می شد. صادرات برنج نیز تماماً منحصر به روسیه بود چنان که از 24/000/438 قران برنج صادراتی ایران در سال مزبور 23/770/760 قران آن به روسیه صادر شده است.(21)
در حالی که در سال 1313ق/ 1895 م روسها 15 درصد از واردات ایران را در اختیار داشتند، این رقم در سال 1323ق/1905 م، یعنی ده سال بعد، چیزی حدود 55 درصد برآورد شده است. در سال 1328ق/1910 م مجموع تجارت خارجی ایران حدود 860/000/000 قران بوده 56 درصد آن، یعنی 482/000/000 قران مربوط به تجارت با روسیه است.(22) در سال 1328-1329ق/1910-1911 نزدیک به 70 درصد از صادرات ایران به روسیه بود. (23) لیتن رقم مجموع تجارت ایران را با روسیه در سال 1318-1319ق/1901-1902 م 202/175/625 قران ذکر کرده است که این مبلغ در سال 1330-1331ق/1912-1913 م به 629/857/900 قران افزایش می یابد و 62 درصد از تجارت ایران را در بر می گیرد.(24) البته قرارداد گمرکی تنها عامل این همه رونق داد و ستد روسیه با ایران نبوده، بلکه عواملی مانند فعالیتهای بانک استقراضی، نزدیکی روسیه به بازارها و مراکز پر جمعیت ایران، سهولت حمل و نقل و احداث جاده های شوسه توسط روس ها در مناطق شمالی ایران در این افزایش بازرگانی موثر بوده است.
حاج سیاح پس از بررسی اوضاع گیلان نتیجه سلطه اقتصادی روسها را این گونه می نویسد:
مال التجاره ایران که از آنجا (گیلان) حمل می شود، پنبه و ابریشم و خشکبار و پوست بره و گوسفند و فروش برنج و ماهی است، و مال التجاره روسیه از آنجا همه حوایج ایران. این تجارت به این ترتیب در اندک زمان، صنایع ایران را نابود و اهل ایران را پریشان و گرسنه خواهد کرد. راست بگویم سیل نفتی است که از راه روسیه به ایران جاری است، و من یک خط راه تا تهران را می بینم، سوای خطوطی که به آذربایجان و خمسه و خراسان و غیرهاست. این سیل، ثروت ایران را خواهد برد و این هزاران هزار خروار قند و شکر، دندان ایرانیان بیچاره را کند خواهد کرد و این اشیا شکستنی شیشه و بلور، سر ایشان را خواهد شکست و بالاخره با کبریت تجارت، خرمن های کاغذ و البسه که به ایران می ریزد، آتش خواهد گرفت. ایرانی غافل از اینکه چه می کند، گمان می کند که خدا روسها را خلق کرده کار کنند، ایشان راحت برند.(25)
یکی از عوارض قرارداد گمرکی ایران و روسیه سرازیر شدن کالاهای ارزان قیمت روسی به ایران بود که صنایع تازه تاسیس داخلی توانایی رقابت با آنها را نداشتند.
قرارداد مزبور طوری تنظیم شده بود که تعرفه گمرکی کالاهای تولیدی و صنعتی ایران که به روسیه صادر می شد افزایش می یافت، ولی حقوق گمرکی کالاهای وارده از روسیه، به خصوص کالاهای مصرفی، فوق العاده کاهش می یافت.(26)
روسها به این امر هم بسنده نکردند، بلکه برای متوقف ساختن کارخانه های ایران، بعضی از محصولات تولیدی خود را در ایران پایین تر از قیمت تمام شده در روسیه عرضه می کردند. به عنوان مثال، روس ها برای ورشکست کردن کارخانه قند کهریزک، قند روسیه را در ایران به بهایی بسیار کمتر از بازارهای روسیه به فروش می رساندند. سرانجام «قند روسی در ایران ارزان تر از روسیه» به فروش می رسید، «در قماش هم همین معامله را مجری می داشتند».(27)
بدین ترتیب اگر سرمایه داران داخلی موانع فراوان داخل را پشت سر می گذاشتند و به تاسیس کارخانه یا کارگاهی اقدام می کردند دچار دسیسه و کارشکنی های خارجیان، به خصوص روس و انگلیس می شدند. به جرأت می توان گفت که تقریبا تمامی کارخانه ها و کارگاههایی که توسط سرمایه داران داخلی یا حتی توسط خارجیانی غیر از این دو کشور تاسیس می شد، یا در میانه راه متوقف می شد و یا در اندک مدتی ورشکستگی و تعطیلی انتظارش را می کشید از جمله کارخانه هایی که به وسیله روسها متوقف شد عبارت است از:
کارخانه ریسمان بافی که توسط محمود خان ناصرالملک از مسکو خریداری شده بود، کارخانه های بلورسازی که توسط بلژیکی ها و امین الضرب ساخته شد، کارخانه چینی سازی امین الضرب در تهران و کارخانه حاجی عباسعلی و حاجی رضا در تبریز، کارخانه ابریشم تابی در رشت، کارخانه قند کهریزک تهران و کارخانه ریسمان ریسی که در سال 1312ق/1894 م توسط مرتضی قلی خان صنیع الدوله احداث شد.(28) بدین ترتیب قرارداد گمرکی ایران و روسیه را می توان یکی از علل انحطاط صنایع نوپای ایران دانست.
درباره نقش قرارداد گمرکی در انحطاط صنایع و اقتصاد ایران آمده است:
این تعرفه جدید طوری پیش بینی شده بوده مال التجاره خارجی را در کشور ترویج کرده، کارخانه های جدید الولاده و دستکاری های سابق داخله را محکوم بزوال می کرد، ولی در هر حال بر عایدی گمرک می افزود.(29)
کسروی نیز می نویسد:
این پیمان و تعرفه یکسره به زیان ایران و نتیجه آن این بایستی بود که اندکی افزار سازی و پارچه بافی و مانند اینها که ایرانیان می داشتند از میان رود و کار داد و ستد و بازرگانی از رونق افتد و کشاورزی و گله داری نیز آسیب ببیند.(30)
منبع دیگری نیز در ارتباط با قرارداد گمرکی ایران و روس می نویسد:
سالی میلیون ها ضرر تجارتی و صناعتی به ایران وارد آورد، گمرکات در مقابل قروض روس مرهون و بر حسب ایمای روس بریاست بلژیکان اداره گردید و گویا تجارت ایران کاملا بقبضه روس در آمد.(31)
با توجه به وضعیت واردات و صادرات ایران در اوایل قرن بیستم و ترکیب این اقلام این عقیده وجود دارد که ایران به الگوی استعمار کلاسیک نزدیک شد. در حالی که در سال 1274ق/1857 م، 27 درصد صادرات ایران را منسوجات تشکیل می داد، این رقم در اوایل قرن بیستم به حدود یک درصد رسید. صادرات پنبه و تریاک بود. در سال 1274ق/1857 م حجم صادرات ایران از این اقلام 4 درصد بود، این رقم در اوایل قرن بیستم به 32 درصد رسید. واردات عمده ایران در اوایل قرن بیستم منسوجات ماشینی قند و شکر، چای، فلزات و ظرف های فلزی و شیشه ای بود. در دهه ی 1850 میلادی برابر با 1266 ق 32 درصد از صادرات ایران به کالاهای صنعتی اختصاص داشت این رقم رد سال های 1329-1331ق/1911-1913 م به 13 درصد کاهش یافت که 12 درصد آن را فرش تشکیل می داد. با این حساب می توان گفت که ایران در اواخر عصر قاجار به کشور حاشیه ای عرضه کننده مواد خام در نظام بین الملل تبدیل شد که در حد بالایی توسط کشور نیمه حاشیه ای به نام روسیه به استثمار در می آمد. ایران در اواخر عصر قاجار به وضوح در تعریف والرشتاین(32) از کشورهای حاشیه ای قرار می گیرد:
حاشیه اقتصاد جهانی، عبارت است از آن بخش جغرافیایی که در آن عمدتاً اجناس نامرغوب تولید می شود، اما در عین حال بخش جدایی ناپذیر نظام جهانی تقسیم کار است، زیرا کالایی که در این بخش تولید می شود در مصرف روزمره اهمیت زیادی دارد.(33)
قرارداد گمرکی ایران و روس با ضرر و زیانی که متوجه بازرگانان و صنایع داخلی نمود، موجب اعتراض ها و نارضایتی هایی شد که قشرهایی از مردم ایران را در مبارزه برای انقلاب مشروطه مصمم تر ساخت. با توجه به زمان اجرایی این معاهده که از سال 1321ق/1903 م شروع شد، این قرارداد را می توان از عوامل تحریک و بیداری مردم ایران در انقلاب مشروطه دانست. نوز و زیردستانش که از چند ماه قبل از انعقاد قرارداد گمرکی ایران و روس، گمرکات ایران را به دست گرفته بودند، چنان در جهت منافع روس ها حرکت می کردند که موجبات نارضایتی و خشم مردم ایران را فراهم نمودند.(34) از سوی دیگر، ایرانیان بر این عقیده بودند که نوز و همکارانش زمینه انعقاد قرارداد گمرکی جدیدی را فراهم نمودند، و اصولاً روس ها آنها را آورده بودند تا این کار را برایشان انجام دهند و ترقی سریع و رسیدن او به مقام وزیر گمرکات ایران نیز به همین دلیل بود.(35) از این رو، ایرانیان در پی بهانه ای بودند تا موجبات اخراج بلژیک ها را از ایران فراهم آورند. این بهانه با عکسی که در سال 1322ق/1904 م از نوز در لباس روحانیت به دست آمد، فراهم شد. با آنکه عکس، مربوط به دو سال قبل بود، ولی مردم که در این زمان از قرارداد «گمرک و کارکنان بلژیکی آن سخت آزرده بودند» به دستاویز اینکه نوز«به اسلام استهزا و به علما توهین کرده» به ناله و نکوهش برخاستند و خواهان اخراج او از ایران شدند.(36)
مستوفی نیز با اشاره به بزرگ نمایی این موضوع توسط ناراضیان و بهره برداری از آن برای اعتراض به قرارداد گمرکی می نویسد:
مردم که از صندوق نوز خیلی عصبانی بودند، آب و تاب زیاد به این لباس پوشی آخوندی این مسیو دادند، سرهای فکور و علمای اهل فکر هم تا توانستند این موضوع را بزرگ کردند.(37)
منابع خراجی نیز بر این عقیده اند که کنترل گمرکات ایران توسط بلژیکی ها برای ملیون ایران تحقیر آمیز بود و چون روسها بلژیکی ها را تأیید می کردند، همه آنها مورد تنفر بودند.(38)
همچنان که در اوایل قرن نوزدهم دیگر کشورها به تبعیت از عهد نامه های گلستان و ترکمانچای روابط تجاری خو را با ایران تنظیم کردند، قرارداد گمرکی ایران و روس در اوایل قرن بیستم نیز مبنایی برای بقیه کشورها قرار گرفت. طبق معمول، رقیب سنتی روسها، یعنی انگلستان اولین کشوری بود که خواهان انعقاد قراردادی مشابه با قرارداد روسها شد. جالب اینکه در روزی که خبر قرارداد گمرکی ایران و روس در روزنامه های روسیه منتشر شد در همان روز، هیئت مخصوصی از طرف ادوارد هفتم (39) پادشاه انگلستان، در قصر تهران نشان زانوبند را به شاهنشاه ایران تسلیم می کرد.(40)
انگلیسی ها اعتقاد داشتند با انعقاد قرارداد گمرکی ایران و روسیه به شدت سطح مبادلات بازرگانی آنها با ایران آسیب خواهد دید. و در عوض، روسها تجارت خارجی ایران را قبضه خواهندکرد.(41) به همین دلیل هم پس از اینکه از مفاد قرارداد گمرکی باخبر شدند به شدت کارگزاران ایرانی قرارداد، خصوصاً امین السلطان را سرزنش کردند و سرانجام با وعده و وعید توانستند تنها با فاصله چند ماه آنها نیز در سال 1320ق/1903 م قرارداد مشابهی را با قاجارها به امضا برسانند. نکته جالب توجه سرعت عمل انگلیسی ها در اخذ این امتیاز بازرگانی بود؛ بدین صورت که هنوز پنج روز به موعد بهره برداری از قرارداد گمرکی جدید توسط رقیب استعماری شان باقی مانده بود که آنها نیز موفق به انعقاد قرارداد گمرکی جدید با ایران شدند. دو دولت استعماری پس از اینکه امتیاز مشابه بازرگانی را به دست آوردند، به طور مشترک، نظام نامه گمرکی جدید- را بنابر فصل پنجم قرارداد گمرکی- برای اجرای این قرارداد تهیه کردند و این دو برای تحکیم سلطه استعماری خود بر ایران در کنار هم قرار گرفتند.(42)
در واقع از سالهای آغازین قرن بیستم انگلیسی ها به طور جدی بر‌آن شدند تا اختلافات و رقابت های استعماری خود را با روسیه به طور مسالمت آمیز و دوستانه حل و فصل نمایند. ایران یکی از مهم ترین مناطقی بود که می بایست انگلیسی ها در مورد آن با روس ها به تفاهم می رسیدند. علت در پیش گرفتن این سیاست هم خطر بزرگ تری به نام آلمان بود که منافع استعماری بریتانیا را تهدید می کرد. بدین ترتیب زمینه های قرارداد 1907 م که طی آن ایران به مناطق نفوذ روس و انگلیس تقسیم شد، در حال تارک بود. پس می توان گفت که قرارداد گمرکی، مانند نقطه عطفی بود که بعد از آن دو قدرت استعماری به جای رقابت با هم، سیاست رفاقت و همکاری را برای سلطه هر چه بیشتر بر ایران در پیش گرفتند.
روسها این چنین در اوایل دو قرن متوالی نه تنها استقلال گمرکی ایران را از بین بردند، بلکه سرنوشت تجارت خارجی ایران را با دیگر کشورها مشخص کردند. با این تفاوت که اگر روسها در عهدنامه تجاری ترکمانچای تعهدات متقابلی را در برابر ایران پذیرفتند، در قرارداد جدید هیچ گونه حقوقی برای ایران قایل نبودند و کاملا به طور یک جانبه شرایط خود را تحمیل کردند.
رضا صفی نیا در کتاب استقلال گرمکی ایران در رابطه با مضرات قرارداد گمرکی ایران و روس می نویسد:
قرارداد گمرکی ایران و روس مضار بزرگی را دارا بوده حتی می توان گفت که این قرارداد از عهد نامه های گلستان و ترکمانچای به مراتب بدتر بود. در گلستان و ترکمانچای با اینکه ایران مغلوب شده بود معهذا این طور دسته بسته تسلیم نگردیده بود و به طوری که نوشته ایم در عهد نامه های سابق تعهدات ایران در باب گمرک، تعهد متساوی و متقابل بود، ولی قرارداد گمرکی 1902م کاملا یک طرفی و فقط به نفع روسیه بود. قرارداد جدید از سه لحاظ برای ایران مضر و کمر شکن بود:
اولاً: از لحاظ سیاسی، اختیارات ایران را در امور گمرک خود سلب می نمود؛ دولت ایران نه می توانست تعرفه خود را تغییر دهد و نه حقوق صادرات و واردات را کم یا زیاد نماید و نه نظام نامه گمرکی خود را بدون رضایت سفارت روس بنویسد. بنابراین هر هفت فصل قرارداد به منزله هفت قید و بندی بود که به سر وگردن و دست و پای ایران بسته می شد و ایران را در موقعی قرار می داد که می توان گفت از موقع دولت تحت الحمایه، حتی مستعمرات هم بدتر بود.
ثانیاً: از لحاظ اقتصادی، انعقاد این قرارداد موجب زوال پاره صنایع ایران گردید، زیرا دولت روسیه فقط درصدد جلب مواد خام ایران بود، مانند پشم و پنبه و کنف و پوست دباغی نشده و غیره، ولی مصنوعات و منسوجات ایرانی را یا از ورود به روسیه ممنوع کرده یا تابع حقوق سنگین قرار داده بود[...].
ثالثاً: از لحاظ مالی،[...] در تعرفه جدید اولاً- به طوری که ملاحظه شد-34 قلم از واردات که چند قلم آن هم از واردات عمده محسوب می شد از ادای حقوق گمرکی معاف شده بودند. ثانیاً حقوق معینه برای امتعه وارده از روسیه بسیار نازل بود مخصوصاً حقوق واردات عمده به ایران از قبیل قند و منسوجات و نفت و شکر و غیره[...] تعرفه جدید را اگر تعرفه (اختناق اقتصادی ایران) نام دهیم تصور می کنیم راه اغراق نپیموده ایم زیرا که صفت ممیزه آن ترویج تجارت و فلاحت روسیه در ایران و جلوگیری از تجارت ایران در روسیه و از بین رفتن آنها مستلزم تصرف بازار ایران به وسیله صناعت و تجارت روسیه تزاری.(43)
مقاصد سیاسی و اقتصادی روسها از قرارداد گمرکی ایران و روس را می توان در دستورالعمل وزارت خارجه روسیه به وزیر مختار این کشور، اشپایر(44) مشاهده کرد. این دستورالعمل که یک سال پس از اجرای قرارداد گمرکی، یعنی در سال 1322ق/1904 م نوشته شده، بدین شرح است:
حفظ تمامیت و تجاوز ناپذیری قلمرو شاه، بی آنکه خواسته باشیم چیزی بر متصرفات ارضی خود بیفزاییم، بی آنکه برتری و استیلای دولت سومی را جایز شماریم ... به عبارتی دیگر، وظیفه ما آن است که ایران را از نظر سیاسی در دست خود مبدل به آلتی کنیم مطیع و سودمند، یعنی به حد کافی قوی، و از نظر اقتصادی حفظ بازار بزرگ ایران برای خودمان تا بتوانیم کار و سرمایه روسی را در آنجا آزادانه به کاربریم. نتایج سیاسی و اقتصادی که قبلاً گرفته ایم و ارتباط نزدیک و تاثیر متقابلی که آنها نسبت به هم دارند زمینه استواری را فراهم خواهد ساخت که باید بر روی آن کار و کوشش ثمر بخش خود را در ایران توسعه دهیم.(45)
در واقع، روسها در این زمان به این نتیجه رسیده بودند که «یک همسایه ضعیف و ورشکسته» به یک کشور ضمیمه شده ارجحیت دارد.(46) با کمترین هزینه و مسئولیت همه آن منافعی را که در یک کشور ضمیمه شده می توان بدان دست یافت در ایران به ظاهر مستقل به دست می آوردند.
مورگان شوستر(47) در رابطه با این قرارداد و نقش مسیو نوز در انعقاد آن می نویسد:
مسیو نوز با اینکه مستخدم دولت ایران بود، تحت حمایت دولت روس بلکه یکی از مأمورین و گماشتگان آن دولت به شمار می رفت، چنان که سایر هموطنانش (که) مستخدم در ایران (هستند) هم دارای همین شرافت می باشند. یک شاهد روس دوستی مسیونوز این است که ترفه جاریه را به قسمی ترتیب داده بود که به بکلی بر خلاف صرفه و صلاح و مضر به فواید ایران است و به حدی منافع و اغراض روس مفید می باشد که در نظر کسانی که برای آنها ترتیب داده بود (یعنی ایرانیان) از منحوس ترین و بی حاصل ترین معرفه های عالم به شمار می رفت.(48)

نتیجه

روسها با قرارداد گمرکی 1321ق/1903 م ایران را از لحاظ اقتصادی به کشوری کاملاً ورشکسته و وابسته تبدیل کردند. ایران به تولید کننده مواد خام و اولیه مورد نیاز روسها تبدیل شد و در عوض واردکننده کالاهای مصرفی و تولیدات صنعتی روسیه بود. بعد از انعقاد این قرارداد نزدیک به دو سوم از تجارت خارجی ایران به انحصار روسها درآمد. روسیه تزاری قصد داشت با نابود کردن اقتصاد ایران، هر چه بیشتر این کشور را از لحاظ اقتصادی به خود وابسته سازد و به دنبال آن از لحاظ سیاسی نیز ایران به صورت تحت الحمایه روسیه در می آمد. انتخاب این روش نیز به این دلیل بود که روسها با کنار گذاشتن شیوه خشونت آمیز گذشته خود یا دست کم کاهش آن، از احساس تنفر و کینه ایرانیان نسبت به خود می کاستند و از سوی دیگر خطر رویارویی با انگلستان را نیز از میان بر می داشتند.

پی نوشت‌ها:

1. ابراهیم تیموری، عصر بی خبری یا تاریخ امتیازات ایران، ص392.
2. میرزا علی خان امین الدوله، خاطرات سیاسی امین الدوله، ص256.
3 .Naus.
4. مروین انتنر، روابط بازرگانی روس و ایران، ترجمه احمد توکلی، ص 91.
5. ابراهیم تیموری، عصر بی خبری یا تاریخ امتیازات ایران، ص393.
6. فیروز کاظم زاده،روس و انگلیس در ایران، ترجمه منوچهر امیری، ص344.
7. میرزا ابراهیم شیبانی(صدیق الممالک)، منتخب التواریخ، ص396.
8. محمد علی جمال زاده، گنج شایگان، ص38.
9. عبدالله مستوفی، شرح زندگانی من، ج2، ص51.
10. احمد کسروی، تاریخ مشروطه ایران، ص18.
11. حاج سیاح، خاطرات سیاح یا دوره خوف و وحشت، ص511.
12. احمد کسروی، تاریخ مشروطه ایران، ص43.
13. Argyropoulo
14. ابراهیم تیموری، عصر بی خبری یا تاریخ امتیازات ایران، ص403-400.
15. Birzheuye Vedomosti (به معنای اخبار مردم)
16. فیروز کاظم زاده، روس و انگلیس در ایران، ترجمه منوچهر امیری، ص381.
17. پیتر آوری و دیگران،«تاریخ ایران دوره افشار، قاجار و زند»، تاریخ ایران کمبریج، ترجمه مرتضی ثاقب فر، ج7، ص496.
18. میرزا ابراهیم شیبانی، منتخب التواریخ، ص396-400.
19. میخائیل پاولویچ و تریا. س. ایرانسکی، انقلاب مشروطیت ایران و ریشه های اجتماعی و اقتصادی آن، ترجمه محمد باقر هوشیار، ص31.
20. محمد علی جمال زاده، گنج شایگان، ص14.
21. همان، ص16-24.
22. پیتر آوری و دیگران، «تاریخ ایران دوره افشار، زند و قاجار»، تاریخ ایران کمبریج، ترجمه مرتضی ثاقب فر، ص496.
23. چارلز عیسوی، تاریخ اقتصادی ایران، ترجمه یعقوب آژند، ص229.
24. ویلیهم لیتن، ایران از نفوذ مسالمت آمیز تا تحت الحمایگی، ترجمه مریم میر احمدی، ص96.
25. حاج سیاح، خاطرات سیاح یا دوره خوف و وحشت، ص210-211.
26. چارلز عیسوی، تاریخ اقتصادی ایران، ترجمه یعقوب آژند، ص226.
27. عبدالله مستوفی، شرح زندگانی من، ص58.
28. محمد علی جمال زاده، گنج شایگان، ص 93-96/ مهدی قلی هدایت، خاطرات و خطرات، ص 65.
29. عبدالله مستوفی شرح زندگانی من، ص51.
30. احمد کسروی، تاریخ مشروطه ایران، ص43.
31.ناظم الاسلام کرمان، تاریخ بیداری ایرانیان، ص102.
32. Wallerstein.
33. جان فوران، مقاومت شکننده،ترجمه احمد تدین، ص180-183.
34. ادوارد براون، انقلاب ترجمه و حواشی احمد پژوه، ص108-110.
35. مورگان شوستر، اختناق ایران، ترجمه ابوالحسن موسوی شوشتری، ص23.
36. احمد کسروی، تاریخ مشروطه ایران، ص43-45.
37. عبدالله مستوفی، شرح زندگانی من، ص63.
38. مروین انتنر، روابط بازرگانی روس و ایران، ترجمه احمد توکلی، ص98.
39.Edward VII
40. ابراهیم تیموری، عصر بی خبری یا تاریخ امتیازات ایران، ص405.
41. پیتر آوری و دیگران، «تاریخ ایران دوره افشار، زند و قاجار»، تاریخ ایران کمبریج، ترجمه مرتضی ثاقب فر، ج7، ص417.
42. ابراهیم تیموری، عصر بی خبری یا تاریخ امتیازات ایران، ص407-409.
43. همان، ص403-404.
44. Speyer.
45. فیروز کاظم زاده، روس و انگلیس در ایران، ترجمه منوچهر امیری، ص439-440.
46. همان، ص447.
47. Morgan Shuster.
48. مورگان شوستر، اختناق ایران، ترجمه ابوالحسن شوشتری، ص347.

منابع:
- امین الدوله، میرزا علی خان، خاطرات سیاسی امین الدوله، به کوشش حافظ فرمانفرمائیان، تهران، شرکت سهامی کتابهای ایران، 1341.
- انتنر، مروین ل، روابط بازرگانی روس و ایران، ترجمه احمد توکلی، تهران، بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار، 1369.
- براون، ادوارد، انقلاب ایران، ترجمه و حواشی احمد پژوه، تهران، معرفت، چ دوم، 1338.
- پاولویچ، میخائیل وتریا. س. ایرانسکی، انقلاب مشروطیت ایران وریشه های اجتماعی و اقتصادی آن، ترجمه محمد باقر هوشیار، بی جا، رودکی، 1329.
- آوری، پیتر و گاوین هنبلی وچارلز ملوین و...، تاریخ ایران دوره افشار، زند و قاجار،«تاریخ ایران کمبریج»، ترجمه مرتضی ثاقب فر، تهران، جامی، 1338.
- تیموری، ابراهیم، عصر بی خبری یا تاریخ امتیازات ایران، تهران، اقبال و شرکاء، 1332.
- جمال زاده، محمد علی، گنج شایگان، برلین، کاوه، 1335.
- حاج سیاح، خاطرات حاج سیاح یا دوره خوف و وحشت، به کوشش حمید سیاح، به تصحیح سیف الله گلکار، بی جا، ابن سینا، 1346.
- شوستر، مورگان، اختناق ایران، ترجمه ابوالحسن موسوی شوشتری، تهران، صفی علیشاه، 1344.
- شیبانی، میرزا ابراهیم (صدیق الممالک)، منتخب التواریخ، زیر نظر ایرج افشار، تهران، علمی، 1366.
- عیسوی، چارلز، تاریخ اقتصادی ایران، ترجمه یعقوب آژند، تهران، گستره، 1362.
- فوران، جان، مقاومت شکننده، روس و انگلیس در ایران، ترجمه احمد تدین، تهران، خدمات فرهنگی رسا، چ پنجم، 1383.
- کاظم زاده، فیروز، روس و انگلیس در ایران، ترجمه منوچهر امیری، تهران، کتاب های جیبی، 1354.
- کرمانی، ناظم الاسلام، تاریخ بیداری ایرانیان، تهران، امیرکبیر، چ هفتم، 1348.
-کسروی، احمد، تاریخ مشروطه ایران، تهران، نگاه، چ دوم، 1384.
- لیتن، ویلهم، ایران از نفوذ مسالمت آمیز تا تحت الحمایگی، ترجمه مریم میراحمدی، تهران، معین، 1367.
- مستوفی، عبدالله، شرح زندگانی من، بی تا.
- هدایت، مهدیقلی، خاطرات و خطرات، تهران، زوار، چ دوم، 1344.
- صفی نیا، رضا، استقلال گمرکی ایران، بی جا، بیتا.
منبع: فصلنامه علمی-تخصصی تاریخ در آینه پژوهش- ش 21